حکیم غیاث‌الدین ابوالفتح عمر‌ بن ابراهیم خیام نیشابوری، ریاضی‌دان، ستاره شناس و شاعر ایرانی قرن ششم هجری، 961 سال پیش در نیشابور دیده به جهان گشود. روز 28 اردیبهشت در تقویم رسمی ایران به نام روز «بزرگداشت خیام» نام‌گذاری شده است. به گزارش ایبنا، دوشنبه 28 اردیبهشت، روز بزرگداشت خیام نیشابوری است.

حکیم غیاث‌الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری به خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النیسابوری هم نامیده شده ‌است. او از ریاضی‌دانان، ستاره‌شناسان و شعرای به‌نام ایران در دوره سلجوقی است. گرچه به باور برخی، پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی او است و در این حوزه دارای لقب «حجةالحق» بوده ‌است، ولی آوازه‌اش عمدتا از نگارش رباعیاتی به دست آمده که امروزه شهرت جهانی دارند.

شهرت جهانی خیام با ترجمه انگلیسی فیتز جرالد از رباعیات او به دست آمده است.

آنچه از زندگی خیام می‌دانیم
عمر خیام در سده پنجم هجری در نیشابور زاده شد. فقه را در میانسالی در محضر امام موفق نیشابوری آموخت؛ حدیث، تفسیر، فلسفه، حکمت و اختر شناسی را فراگرفت. برخی نوشته‌اند که او فلسفه را مستقیما از زبان یونانی فرا گرفته بود.

دکتر غلامحسین مصاحب در مقاله‌ای درباره خیام می‌نویسد: «خیام در حدود 449 تحت حمایت و سرپرستی ابوطاهر، قاضی‌القضات سمرقند، کتابی درباره معادله‌های درجه سوم به زبان عربی نوشت تحت نام رساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله با نظام الملک طوسی رابطه‌ای نیکو داشت. وی این کتاب را پس از نگارش به خواجه تقدیم کرد. پس از این دوران خیام به دعوت سلطان جلال‌الدین ملکشاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک به اصفهان می‌رود تا سرپرستی رصدخانه اصفهان را به‌عهده گیرد. او هجده سال در آن‌جا مقیم می‌شود. به مدیریت او زیج ملکشاهی تهیه می‌شود و در همین سال‌ها (حدود 458) طرح اصلاح تقویم را تنظیم می‌کند. خیام تقویم جلالی را تدوین کرد که به نام جلال‌الدین ملکشاه شهره‌ است؛ اما پس از مرگ ملکشاه کاربستی نیافت. در این دوران خیام به‌عنوان اختربین در دربار خدمت می‌کرد.»

در رساله «در شرح مشکلات کتاب مصادرات اقلیدس» که در سال 1314 به اهتمام تقی ارانی به چاپ رسید، درباره خیام آمده است: «خیام در سال 456 مهم‌ترین و تاثیرگذارترین اثر ریاضی خود را با نام رساله فی شرح مااشکل من مصادرات اقلیدس نوشته و در آن خطوط موازی و نظریه نسبت‌ها را شرح می‌دهد. پس از درگذشت ملکشاه و کشته شدن نظام‌الملک، خیام مورد بی‌مهری قرار گرفت و کمک مالی به رصدخانه قطع شد. بعد از سال 479 اصفهان را به قصد اقامت در مرو که به عنوان پایتخت جدید سلجوقیان انتخاب شده بود، ترک کرد. احتمالا در آن‌جا میزان الحکم و قسطاس المستقیم را نوشت. رساله مشکلات الحساب (مسائلی در حساب) احتمالا در همین سال‌ها نوشته شده‌است.»

غلامحسین مراقبی در مقدمه‌ای که بر رباعیات خیام نوشته ادعا کرده است: «خیام در زندگی زن نگرفت و همسر برنگزید. البته برخی از داماد خیام سخنانی نقل کرده‌اند و در این‌باره نظری دیگر داشته‌اند.»

مرگ شاعر
براساس آنچه در سیاست نامه خواجه نظام الملک نوشته شده، در زمان خیام فرقه‌های مختلف سنی و شیعه، اشعری و معتزلی سرگرم بحث‌ها و مجادلات اصولی و کلامی بوده‌اند. در این میان فیلسوفان پیوسته توسط قشرهای مختلف به کفر متهم می‌شدند. تعصب، بر فضای جامعه چنگ انداخته بود و کسی جرات ابراز نظریات خود را نداشت؛ حتی امام محمد غزالی نیز از اتهام کفر در امان نماند. در آن جا، خواجه نظام همه معتقدان به مذهبی خلاف مذهب خود را به شدت سرکوب می‌کند و همه را منحرف از راه حق و ملعون می‌داند.


از نظر سیاسی نیز وقایع مهمی در عصر خیام رخ داد؛ از جمله سقوط دولت آل‌بویه، قیام دولت سلجوقی، جنگ‌های صلیبی و ظهور باطن‌نیان و حسن صباح.

خیام به تبار دانشمندانی تعلق دارد که از قرن سوم تا پنجم هجری ممالک اسلامی مشرق زمین را قلمرو دلخواه ِ دانش و اندیشه ساختند. هنگامی که خیام زندگی خود را آغاز می‌کرد ابن‌سینا و ابوریحان به سال‌های پایانی عمر خود رسیده بودند.

مرگ خیام را میان سال‌های 517-520 هجری و در نیشابور می‌دانند. گروهی از تذکره نویسان نیز وفات او را در 516 نوشته‌اند؛ اما پس از بررسی‌های لازم مشخص شد که تاریخ وفات وی سال 517 بوده ‌است. مقبره خیام هم‌اکنون در شهر نیشابور، در باغی که آرامگاه امامزاده محروق در آن واقع است، قرار گرفته.

برای درک گستره شهرت خیام در زمان حیاتش، و این که او را در آن زمان بیش‌تر به عنوان ریاضی‌دان و فیلسوف می‌شناختند و نه شاعر، کافی است نگاهی کنیم به بخش پایانی چهار مقاله نظامی عروضی. وی در آنجا ماجرای دیدار خود با خیام را در زمان حیات وی و سپس، زیارت آرامگاه وی را در نیشابور بیان می‌کند.

آثار خیام
خیام در دوران سلطنت ملک‌شاه سلجوقی (426 تا 590 هجری قمری) و در زمانی که خواجه نظام‌الملک وزارت می‌کرده است، گاهشمار ایرانی را اصلاح می‌کند.


شماری از تذکره‌نویسان، خیام را شاگرد ابن‌سینا و شماری نیز وی را شاگرد امام موفق نیشابوری خوانده‌اند؛ هر چند قول مبنی بر این که خیام شاگرد ابن سینا بوده‌ است، بسیار بعید می‌نماید، چون از لحاظ زمانی با هم تفاوت زیادی داشته‌اند. خیام در جایی ابن‌سینا را استاد خود می‌داند؛ اما این استادی ابن سینا، جنبه معنوی دارد. همچنین از وی هم‌اکنون بیش از 100 رباعی برجای مانده ‌است.

خیام آثار علمی و ادبی بسیار تالیف کرد. او میزان الحکمت را درباره فیزیک و لوازم الامکنة را در دانش هواشناسی نوشت. نوروزنامه دیگر اثر ادبی اوست، در پدیداری نوروز و آیین پادشاهان ایرانی و اسب و زر و قلم که در حدود 459 هجری قمری نگاشته شده ‌است. کتاب جبر و مقابله خیام با تلاش دانش‌پژوهان اروپایی در سال 1742 در یکی از کتابخانه‌های لیدن یافته شد. این کتاب در 1815 توسط تنی چند از دانشمندان فرانسوی ترجمه و منشر شد.

دیگر آثار این دانشمند ایرانی عبارت است از:

• رسالة فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله به زبان عربی، در باره معادلات درجه سوم.
• رسالة فی شرح مااشکل من مصادرات کتاب اقلیدس در مورد خطوط موازی و نظریه نسبت‌ها.
• رساله میزان‌الحکمه. «راه‌حل جبری مساله تعیین مقادیر طلا و نقره را در آمیزه‌(آلیاژ) معینی به وسیله وزن‌های مخصوص به‌دست می‌دهد.
• قسطاس المستقیم
• رساله مسائل الحساب، (این اثر باقی نمانده ‌است)
• القول علی اجناس التی بالاربعاء، اثری درباره موسیقی.
• رساله کون و تکلیف به عربی. این رساله درباره حکمت خالق در خلق عالم و حکمت تکلیف است که خیام آن را در پاسخ پرسش امام ابونصر محمدبن ابراهیم نسوی در سال 473 نوشته ‌است و او یکی از شاگردان پورسینا بوده و در مجموعه جامع البدایع باهتمام سید محی‌الدین صبری در سال 1230 و کتاب خیام در هند به اهتمام سلیمان ندوی سال 1933 میلادی چاپ شده ‌است.

• رساله روضة‌القلوب در کلیات وجود
• رساله ضیاء العلی
• رساله‌ای در صورت و تضاد
• ترجمه خطبه
ابن‌سینا
• رساله‌ای در صحت طرق هندسی برای استخراج جذر و کعب
• رساله مشکلات ایجاب
• رساله‌ای در طبیعیات
• رساله‌ای در بیان زیگ ملکشاهی
• رساله نظام الملک در بیان حکومت
• رساله لوازم‌الاکمنة
• اشعار عربی خیام که در حدود 19 رباعی آن به‌دست آمده‌ است.
• نوروزنامه، از این کتاب دو نسخه خطی باقی مانده‌ است. یکی نسخه لندن و دیگری نسخه برلن
• رباعیات خیام به زبان فارسی که در حدود 200 چارینه (رباعی) یا بیشتر از حکیم عمر خیام است و زائد بر آن مربوط به خیام نبوده؛ بلکه به خیام نسبت داده شده است.
• عیون الحکمة
• رساله معراجیه
• رساله در علم کلیات
• رساله در تحقیق معنی وجود


خیام در ماه
• یکی از حفره‌های ماه به افتخار خیام «عمر خیام» نامیده شده‌ است.
• در تونس هتلی به نام خیام ساخته شده ‌است.
• «انجمن عمر خیامی» در سال 1892 م. در لندن به نام «عمرخیام کلوب» یعنی انجمن عمر خیام تاسیس شد. موسسان این انجمن از نویسندگان و روزنامه‌نگاران انگلیسی بودند. در سال 1893 انجمن مذکور با تشریفات خاصی دو عدد بوته گل سرخ بر سر مزار فیتز جرالد، مترجم رباعیات عمرخیامی گذاشته و سرلوحه‌ای که حاوی این نوشته بود در آنجا نصب کردند: «این بوته گل سرخ که در باغ کیو پرورده شده و تخم آنرا "سیمپسن" از سر مقبره عمرخیامی در نیشابور آورده است و به‌دست چندین تن از هواخواهان ادوارد فیتزجرالد از جانب انجمن عمرخیام غرس شد.»
• شهرک صنعتی خیام در نزدیکی نیشابور به نام خیام نامگذاری شده ‌است.
• نام یکی از ایستگاه‌های قطار که فاجعه قطار نیشابور در آن‌جا رخ داد، خیام نام داشت.
• خیام یکی از موضوعات بحث میان دو تن از شخصیت‌های رمان «گرگ دریا» نوشته
جک لندن است.
• وی شخصیت اصلی رمان «سمرقند» نوشته امین معلوف است.
• در سال 1980 سیارکی در کهکشان کشف و به نام خیام (عمر خیام 3095) نام‌گذاری شد.
خیام یکی از شخصیت‌های داستان «معصومه شیرازی» اثر محــمد‌علی جمال‌زاده است.

همه‌ جنبش‌های توده‌وار در طرفدارانشان نوعی جان‌برکفی و گرایش به عمل و اقدام مشترک برمی‌انگیزند؛ همه‌ آنها فارغ از آموزه‌هایی که می‌پراکنند و برنامه‌ای که ارائه می‌دهند تعصب، شور، امید، نفرت و نابردباری تب‌آلود را می‌پرورند... ایمان کور و پایبندی و وفاداری همه‌جانبه و با تمام وجود را طلب می‌کنند... میزان قدرت بالقوه‌ یک ملت در حکم گنجینه‌ آرزوهای دست‌نیافتنی آن است ...
چنان جزئیات حرفه‌ای یک جیب‌بر را باز کرده که اگر نگوييم خود ناکامورا یک جیب‌بر واقعی است، دست‌کم می‌توانیم مطمئن باشیم ساعت‌ها کار یک جیب‌بر واقعی را تماشا کرده است... جهان به سه دسته خدایان، بردگان و انسان‌ها تقسیم شده و متاسفانه بردگان از همه بیشترند... جیب‌برها و دله‌دزدها که تنها انسان‌های عادی این جهان‌اند و درنهایت اینها شاید بتوانند کاری خلاف اراده خدایان انجام دهند ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...