کتاب «قصه دلیله محتاله» با تصحیح و تحقیق مهران افشاری توسط انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار راهی بازار نشر شد.

قصه دلیله محتاله مهران افشاری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «قصه دلیله محتاله (متن مصحح قصه دله و مختار همراه با پژوهشی درباره بن‌مایه‌ها و نوع ادبی آن)» به‌تازگی توسط انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر شده است.

قصه دلیله محتاله شرح فریبکاری‌ها و دزدی‌های پیرزنی به نام دلیله محتاله است که از قهرمانان الف لیلة و لیلة یا همان هزارویک‌شب محسوب می‌شود. این‌شخصیت در روزگاران کهن در فرهنگ و ادبیات ایران، مظهر فریبکاری و حیله‌گری بوده است.

در پایان داستان او در هزارویک‌شب چنین آمده که خلیفه نام وی را پرسید. او پاسخ داد نام من دلیله است. خلیفه گفت تو محتاله‌ای و بدین سبب به «دلیله محتاله» شهره شد. نام دلیله محتاله در متون ادب فارسی «دلاّله» هم آمده است. به هر تقدیر با گذشت زمان نام دلیله یا دلاّله به دله تبدیل شده و صفت محتاله وی هم نخست به محتال و سپس به مختال و بعدها به مختار تبدیل شده و توده‌های عوام دله مختار را به دله و مختار تبدیل کرده و در قصّه‌ای مختار را همسر دله کرده‌اند چنانکه در روایتی که در این کتاب آمده است هم چنین است.

روایتی که در کتاب پیش رو از قصه دلیله محتاله به چاپ رسیده، به نثری ساده و روان و ظاهراً در سده دهم نوشته شده است. ماجراهای وی در هزار یک شب نیز در این کتاب نقل شده و با مقدمه‌ای مفصل و پژوهشی درباره نوع دابی داستان دلیله محتاله و پیشینه آن در اختیار خوانندگان قرار گرفته است.

این‌کتاب با ۲۳۸ صفحه، شمارگان هزار و ۶۵۰ نسخه و قیمت ۵۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...