کتاب «جام جهانی در جنگل» اثر جمال‌الدین اکرمی توسط انتشارات نیستان منتشر و راهی بازار نشر شد.

جام جهانی در جنگل جمال‌الدین اکرمی

به گزارش مهر، جمال اکرمی نویسنده و طنزپرداز شناخته شده ادبیات کودک و نوجوان در این اثر، سراغ روایت داستانی درباره برگزاری یک‌مسابقه ورزشی بین حیوانات جنگل رفته و با استفاده از طنزی که خاص او آثار اوست، سعی کرده روایتی داستانی از این ماجرا بازگو کند.

«جام جهانی در جنگل»، جدای از روایت داستانی شامل چند اتفاق دیگر نیز هست که در نوع خود قابل توجه است. تمرین روحیه همکاری و همدلی میان مخاطبان با استفاده از طرح داستانی برپایی یک مسابقه عمومی، در کنار برشماری و مذمت برخی از صفات و ویژگی‌های ناپسند شخصی، تقبیح آنها و نیز نمایش برخی استعدادها از جمله مسائلی هستند که نویسنده برای بچه‌ها و خوانندگان این‌داستان در نظر گرفته است.

طنزی هم که برای روایت قصه این‌کتاب در نظر گرفته شده، طنزی است که هدف آن نه‌تنها خنداندن مخاطب که تسیهل خوانش و پیشروی در متن است. به‌عبارت دیگر این کتاب را بیش از آنکه اثری در حوزه طنز بدانیم، باید روایت‌گر متنی شوخ بدانیم که در پس‌زمینه خود سعی دارد روحیه و تفکری خاص را به مخاطب القا کند.

این کتاب از نظر تصویری نیز حاصل تلاش ۱۰ تصویرگر است که سعی کرده‌اند با طراحی گرافیک مجتبی احمدی، به باورپذیری قصه آن کمک کنند. استفاده از تکنیک نقاشی واقع‌گرا با بهره‌مندی از رنگ‌های گرم، زنده و بدون اغراق در تصویر و شکل‌بندی شخصیت‌ها، از جمله مواردی است که در تصویرگری این‌کتاب جلب‌توجه می‌کند.

این‌کتاب با جلد گالینگور،  ۲۲۴ صفحه و قیمت ۱۹۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...