کتاب «محوریت فرم در غزل‌های منوچهر نیستانی؛ شاعر تأثیرگذار دهه ۴۰» نوشته پیمان سلیمانی منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این کتاب پژوهشی در ۷۰ صفحه با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۱۶هزارتومان در انتشارات مهر و دل راهی بازار شده است.

در بخشی از این پژوهش آمده است:  علی رغم هم‌عصر بودن با قله‌های بزرگ شعر معاصر،  منوچهر نیستانی با تعداد غزل‌های اندکش توانسته به عنوان غزل‌سرایی آوانگارد و مبتکر مطرح شود او تنها با ۲۵ غزل یکی از تاثیرگذارترین‌ها بویژه در حوزه فرم غزل است چیزی که بسیاری از شاعران با مجموعه‌های بسیار نه تنها انجام ندادند بلکه در سیاه‌چال فراموشی تاریخ ادبیات فراموش شدند و اثری  از آنان نمانده است. به نوعی اغلب مانیفست‌ها و بیانیه‌های چند دهه اخیر که پیرامون غزل صادر شده است مرهون ذهن خلاقانه منوچهر نیستانی است. هنر نیستانی شکستن هنجارهای عادی و متعارف در شکل غزل روزگار خویش است. نیستانی بیشتر از هم‌نسلانش نیما را درک کرده و پیشنهادات پدر شعر نو را پذیرفته است. باید به شعر نیستانی بیشتر پرداخته شود. غزل‌های نیمایی او که سال‌ها بعد توسط شاعران دیگری مورد استقبال قرار گرفت شایسته بررسی و نقد عمیق‌تری هستند. سپیدنویسی غزل (نیمایی‌نویسی)، تغییر در افاعیل عروضی و کمیت مصراع‌ها (عدم تساوی مصراع‌ها)، تغییر در الگوی سطربندی غزل (عمودگرایی)، مینیمال‌نویسی، استفاده از ردیف‌های بلند، استفاده از جمله‌های معترضه، استفاده از علائم نگارشی برای پررنگ کردن فرم روایت، آوردن تعلیق در پایان، آوردن حرف ربط در ابتدا یا وسط مصراع از مشخصات غزل‌های فرم‌محور نیستانی است که از او شاعری تمام‌قد ساخته است. آن‌چه در پایان این پژوهش می‌توان بدان اذعان کرد این است که محوریت فرم در اغلب این غزل‌ها دیده می‌شود. 

رویکردی که نیستانی نسبت به فرم غزل داشت چند دهه بعد توسط شاعرانی جوان و به صورت پررنگ‌تر و گسترده‌تر پیگیری شد. غزل‌هایی که در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ با نام غزل پیشرو، فرم، خودکار، پست‌مدرن و… نامگذاری شدند در واقعیت تثبیت و تکمیل حرکتی است که منوچهر نیستانی در غزل آغاز کرد. نگارنده این پژوهش بدون هیچ‌گونه نگاه جانبدارانه نیستانی را همچنان از پیشروترین غزل‌سرای معاصر در حوزه فرم می‌داند و معتقد است به لحاظ شکل غزل کسی به اندازه او تلاش نکرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...