جایزه ادبی "پروین اعتصامی" که هر دوسال یکبار در سالگرد تولد این شاعر ایرانی برگزار می شود از تمامی مولفان و مترجمان زن ایرانی دعوت کرد آثار خود را تا 31 شهریور به دبیرخانه جایزه ارسال کنند.

به گزارش مهر، نویسندگان، شاعران و پژوهشگران زن ایرانی که آثارشان برای نخستین بار در سال های 87 و 88 منتشر شده است می توانند تا 31 شهریور سه نسخه از کتاب خود را برای شرکت در چهارمین دوره جایزه ادبی
پروین اعتصامی ارسال کنند.

حوزه مورد ارزیابی هیئت داوران کتاب های تالیفی و ترجمه ای بانوان است که به زبان فارسی منتشر شده و موضوعات آن شامل شعر، ادبیات داستانی در دو شاخه داستان بلند و کوتاه، ادبیات نمایشی، ادبیات پژوهشی و ادبیات کودکان در دو شاخه داستان و شعر است.

در بخش ادبیات پژوهشی آثار در حوزه نقد و پژوهش، پایان نامه های دانشجویی و مجموعه مقالات ادبی داوری می شوند.

جایزه ادبی پروین اعتصامی
در سال 1383 به همت معاونت فرهنگی وزارت ارشاد در دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی آغاز به کار کرد و مراسم نخستین دوره آن 15 مرداد ماه همان سال برگزار شد و بعد از آن هم هر دو سال یکبار برپا شده است.

هدف از برگزاری این جایزه ادبی بزرگداشت مقام و شخصیت شاعر نامدار ایران
پروین اعتصامی، رشد و اعتلاء خلاقیت‌ها و آفرینش­های ادبی بانوان، ترویج و تقویت زبان فارسی در خارج از کشور، ایجاد پیوند بین ادبیات ملل به ­ویژه در حوزه جهان اسلام، معرفی چهره‌های شاخص زنان ادیب و پژوهنده وتقدیر از زنان در عرصه زبان و ادب فارسی است.

چهارمین جایزه ادبی "پروین اعتصامی" با همکاری معاونت امور فرهنگی وزارت ارشاد و خانه کتاب اسفندماه سالجاری همزمان با روز بزرگداشت
پروین اعتصامی در تهران برگزار می شود.

وزیر ارشاد چندی پیش در احکامی
علی معلم دامغانی، عباسعلی وفایی، راضیه تجار، سپیده خلیلی و نادیا مفتونی را به عنوان اعضاء هیئت علمی چهارمین دوره از جایزه پروین اعتصامی که به صورت دوسالانه برگزار می شود، منصوب کرد.

دبیرخانه این جایزه در تهران، خیابان انقلاب، بین فلسطین جنوبی و براداران مظفر، پلاک 1080، طبقه منفی 2 واقع شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...