«افسانه‌های پهلوانی ایران» عنوان اثری از حسن ذوالفقاری و بهادر باقری است که در چهار جلد به بررسی ۶۰ افسانه منظوم و منثور می‌پردازد.

افسانه‌های پهلوانی ایران حسن ذوالفقاری و بهادر باقری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، «افسانه‌های پهلوانی ایران» شامل تحلیل 60 افسانه منظوم و منثور پهلوانی در ادب فارسی به تازگی از سوی نشر خاموش منتشر شد و در دسترس علاقه‌مندان به این گونه ادبی قرار گرفت.

این اثر که در چهار جلد تدوین شده، تلاش دارد تا از زوایای مختلف به افسانه‌های پهلوانی بپردازد. در معرفی این اثر آمده است: این مجموعه بازشناسی، معرفی و تجزیه و تحلیل 60 افسانه پهلوانی منظوم و منثور تا پایان دوره قاجار براساس حروف الفبای نام آنها است. هدف آن، معرفی افسانه‌های پهلوانی پس از شاهنامه و ادامه این سنت پس از فردوسی و اغلب در میان مردم است. کتاب به بررسی سیر تحول و تطور این نوع ادبی در بستر تاریخی و اجتماعی، نشان دادن جایگاه و ابعاد هنری افسانه‌های پهلوانی فارسی و پیشنها استفاده از این ظرفیت‌های ناشناخته و ارزشمند در هنرهای سینما، تئاتر و پویانمایی می‌پردازد.

ذیل هر افسانه، این موارد بررسی می‌شود: معرفی داستان و ارزش آن، پدیدآورنده، نسخه‌ها، ساختار اثر و موضوعات به همراه چکیده روایی اثر و تشریح جنبه‌های داستانی شامل عناصر داستانی، خصلت‌های روایی، ویژگی‌های داستانی و بن‌مایه‌ها.

علاوه بر آن جنبه‌های زبانی و ادبی شامل بررسی زبان ادبی عامیانه یا روایی و نقالی، مسائل دستوری، اصطلاحات، مثل‌ها و واژگان عامیانه، گزاره‌های قالبی، زبانزدها(کنایات، سوگندها، ناسزاها، شوخی‌ها، تهدیدها)، توصیف صحنه‌ها، اشخاص، مکان‌ها و آیات، احادیث، اشعار، اغراق‌ها؛ و جنبه‌های اجتماعی شامل آداب و رسوم، آیین‌ها، خوراک و پوشاک، نظام اداری و اجتماعی، باورها، معماری و هنر، مشاغل، اشارات دینی و مذهبی و فرقه‌ها و مذاهب بررسی و تحلیل می‌شوند.

در پایان هر افسانه نیز نمونه‌ای از آن، شامل گزیده‌ای دو تا چهار صفحه‌ای ذکر می‌شود تا خوانندگان با متن و سبک نگارش کتاب آشنا شوند. نمایه‌های پایانی کمک می‌کند تا خوانندگان و پژوهشگران بتوانند به ریز محتوای آثار، دسترس بهتری پیدا کنند.

نشر خاموش مجموعه حاضر را در دو هزار و 258 صفحه به قیمت 500 هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...