پائولو کوئیلو فهرستی از سایت‌ها و وبلاگ‌هایی را که آثارش را به سرقت برده‌اند و یا بدون اجازه از آن استفاده کرده‌اند، بر روی وبلاگ خود قرار داده و از آن‌ها تشکر کرده است.

به گزارش فارس، پائولو کوئیلو نویسنده 61 ساله برزیلی رمان «کیمیاگر» از سرقت ادبی در دنیای مجازی اینترنت دفاع کرد و آن را موجب فروش بیشتر آثاراش دانست.
کوئلیو از سال گذشته در وبلاگ شخصی خود مطلب می‌نویسد و آخرین رمان خود را نیز پیش از این بر روی سایت خود قرار داده بود.
کوئلیو گفت که سرقت‌های ادبی از وبلاگش باعث شده خوانندگان بیشتری به سراغ رمان‌هایش بروند و از این سو مدافع سارقان ادبی آثارش است.

کوئلیو در حالی از سارقان اینترنتی دفاع کرد که به گفته وزیر فرهنگ کشور فرانسه این سارقان تا به حال نزدیک به یک و نیم میلیارد دلار به فرهنگ این کشور ضرر رسانده‌اند.
وزیر فرهنگ کشور فرانسه همچنین سرقت اینترنتی را مهم‌ترین عامل بیکاری 10 هزار نفر در این کشور دانست.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...