بالاخره بعد از مدت‌ها درگیری و چالش بین آمازون و کتابخانه‌های عمومی در آمریکا، غول فروشگاه‌های آنلاین کتاب در جهان برای فروش کتاب الکترونیک به کتابخانه‌ها توافقی با اتحادیه کتابخانه‌های آمریکا امضا کرد.

آمازون در برابر کتابخانه‌های عمومی تسلیم شد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، بالاخره بعد از مدت‌ها درگیری و چالش بین آمازون و کتابخانه‌های عمومی در آمریکا، غول فروشگاه‌های آنلاین کتاب در جهان برای فروش کتاب الکترونیک به کتابخانه‌ها توافقی با اتحادیه کتابخانه‌های آمریکا امضا کرد. طبق این توافق آمازون متعهد شده است که از میان کتاب‌های الکترونیکی منتشرشده نسخه‌هایی نیز به کتابخانه‌ها برای امانت‌دادن به مشتریان اختصاص دهد.

اتحادیه کتابخانه‌های آمریکا در بیانیه‌ای اعلام کرده است که تا انتهای تابستان به بخش بزرگی از آرشیو دیجیتال آمازون دسترسی خواهد داشت و انتظار می‌رود تا پایان سال جاری دسترسی به این آرشیو کامل شود.

پیش از این کتابخانه‌های عمومی در ایالات متحده آمریکا در نامه‌ای به مسئولان آمازون خواستار دسترسی به کتاب‌های الکترونیک تولید شده در دستگاه کتابخوان کیندل شده بودند. کتابخانه‌ها می‌گویند شهروندان آمریکایی حق دارند به داستان‌ها و اطلاعات منتشرشده در این منبع عظیم کتاب‌های الکترونیک دسترسی پیدا کنند.

سیستم انتشارات آمازون در دستگاه کیندل به نویسندگان خود نشر امکانی فراهم آورده است که بتوانند کتاب‌های خود را بدون واسطه برای مخاطبان این دستگاه کتابخوان منتشر کنند. نویسندگان میلیونی این سرویس انگیزه‌های زیادی از جمله دیده‌شدن در سطح جهانی و ترجمه کتاب‌هایشان به زبان‌های دیگر دارند.

بسیاری از نویسندگان سرویس‌های تولید کتاب الکترونیک آمازون خودشان در انتشارات مختلف قراردادهای متعددی دارند؛ ولی اعتقاد دارند با انتشار آثار خود در سرویس کیندل به‌راحتی توسط مخاطبانی از سراسر جهان مورد ارزیابی قرار می‌گیرند و به نوعی به طور مستقیم وارد بازار کتاب کشورهای دیگر می‌شوند.

کتابخانه‌های عمومی آمریکا اعتقاد دارند دسترسی به کتاب‌های الکترونیک منتشرشده در این سرویس باید در دسترس عموم قرار گیرد و این مسئله را حتی در کنگره آمریکا نیز مطرح کرده‌اند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...