بیست و پنجمین جلد از کتاب «فهرست نسخ خطی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران» تألیف و تحقیق زهره معیری و معصومه فرشچی توسط انتشارات این سازمان منتشر و روانه بازار نشر شد.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  مهر، بیست و پنجمین جلد از کتاب «فهرست نسخ خطی» به معرفی ۳۰۰ نسخه خطی به زبان‌های فارسی و عربی اختصاص دارد و تعداد معدودی از نسخ به زبان ترکی و اردو هستند و پراکندگی موضوعی نسخه‌های معرفی شده شامل حوزه دین، اعتقادات، کلام، فلسفه، عرفان، ادبیات، نجوم، طب و غیره می‌شود. در تهیه این فهرست، از قواعد استاندارد فهرست‌نویسی برای یکدست‌سازی اطلاعات نسخه‌های خطی استفاده شده و این اطلاعات در دو بخش کتابشناسی و نسخه‌شناسی تهیه و تدوین شده است.

معصومه فرشچی یکی از مؤلفان جلد ۲۵ کتاب «فهرست نسخ خطی» در بخشی از مقدمه کتاب چنین آورده است: «ایران با فرهنگ عمیق خود جهانی عمودی است و بی سبب نیست که در موارد مختلف اصطلاح جهان ایرانی به کار گرفته شده است. حقایق علمی و فرهنگی مندرج در تاریخ طولانی ملت ایران مستلزم بذل دقایق علمی و جزئیات فنی در عرصه‌های مختلف پژوهشی است تا بخشی از حقایق نهفته مندرج در تاریخ فرهنگی ایران بر پژوهشگر آشکار شود. از این منظر نسخ خطی موجود در کتابخانه های ایران نمایانگر بخشی از عمق فرهنگی ملت ایران است که هر میزان دقت در کشف و بازنمایی این نسخ، به همان میزان ژرفای جهان ایرانی را بر ما منکشف می‌کنند.»

لازم به توضیح است با انتشار این فهرست تعداد آثار منتشر شده در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران به عدد ۱۵۵۳ جلد کتاب رسیده است.

کتاب «فهرست نسخ خطی» از جمله تازه‌های نشر انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران است و علاقمندان برای تهیه این کتاب می‌توانند به فروشگاه انتشارات سازمان واقع در ساختمان کتابخانه ملی ایران و به صورت غیر حضوری به فروشگاه آنلاین انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران به آدرس http://bookshop.nlai.ir مراجعه کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...