چاپ دوم کتاب «ناسیونالیسم و قومیت در ایران: مطالعه‌ای تجربی» نوشته سیدآیت‌الله میرزایی منتشر شد. نویسنده در این کتاب از ناسیونالیسم ایرانی کلیشه‌زدایی کرده است.

ناسیونالیسم و قومیت در ایران: مطالعه‌ای تجربی سیدآیت‌الله میرزایی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر آگاه دومین چاپ کتاب «ناسیونالیسم و قومیت در ایران: مطالعه‌ای تجربی» را با شمارگان ۲۲۰ نسخه، ۱۸۲ صفحه و بهای ۴۲ هزار تومان منتشر کرد. چاپ نخست این کتاب سال ۹۹ با شمارگان ۵۵۰ نسخه و بهای ۳۵ هزار تومان منتشر شده بود.

نویسنده در این کتاب، تلاش کرده است با رویکردی انتقادی، از ناسیونالیسم ایرانی کلیشه‌زدایی کند و با بازسازی مفهومی، آن را به‌گونه‌هایش تفکیک و به ‌عنوان یک پدیده‌ اجتماعی مورد بررسی و پژوهش جامعه‌شناختی قرار دهد.

مطالعه‌ جامعه‌شناختی ناسیونالیسم این امکان را فراهم می‌کند تا روش‌مندانه و نظام‌یافته درک عالمانه‌ای از این پدیده/ نیروی اجتماعی قدرتمند در ایران به دست آوریم. درواقع، فهم ناسیونالیسم به معنای دقیق کلمه فهم پدیده‌ «ملت» در ایران معاصر است. از این‌رو، نویسنده بر این باور است که بنیادی‌ترین مسئله‌ تاریخ معاصر ایران «مسئله‌ ملت» بوده است و همچنان هست و از پس دو انقلاب ۱۲۸۵ و ۱۳۵۷، تحقق «حق حاکمیت ملت» همچنان معلق و معوق مانده است و ایرانیان در مطالبه‌ آن همچنان استوار و جویای «ملت» هستند.

کتاب پنج فصل به ترتیب با این عناوین دارد: «مسئله ناسیونالیسم در ایران»، «مبانی نظری ناسیونالیسم»، «روش پژوهش ناسیونالیسم»، «گونه‌های ناسیونالیسم در ایران» و «بحث و نتیجه گیری».

در بخشی از پیشگفتار این کتاب می‌خوانیم: «ناسیونالیسم به عنوان پدیده‌ای اجتماعی کمتر در ایران مورد توجه پژوهشگران علوم اجتماعی قرار گرفته است. بویژه پس از انقلاب ۱۳۵۷ این پنداشت قوت گرفت که گرایش‌های ناسیونالیستی با حاکمیت اسلام‌گرایان امکان بروز و ظهور نخواهد یافت. بخشی از این برداشت مربوط به ماهیت مذهبی حکومت پس از انقلاب و بخشی به دلیل ناشناخته بودن و دشواری فهم ناسیونالیسم یا برداشت‌های تقلیل‌گرایانه از این پدیده در ایران بود.»

سید آیت‌الله میرزایی عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است. از دیگر آثار منتشر شده او می‌توان به «اخلاق علم در علوم اجتماعی ایران: آموزش و پژوهش» اشاره کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...