سی‌وهفتمین طرح مبادله کتاب به‌زودی در کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد برگزار می‌شود.

به گزارش مهر، در این‌طرح مخاطبان کتاب‌های خوانده‌شده خود را به کتابخانه داده و کتاب جدید می‌گیرند.

این‌کتابخانه در اطلاعیه این‌دوره از طرح مذکور، اعلام کرده برای پویایی مجموعه و تحقق برخی از اهداف خود در راستای اشاعه فرهنگ کتابخوانی و ارتقاء سطح کیفی مطالعه علاقه‌مندان برای سی‌وهفتمین بار متوالی اقدام به برگزاری طرح مبادله کتاب کرده است. این طرح هر ۶ ماه یک‌بار برپا می‌شود و مخاطبانش عموم مردم هستند.

به‌موجب اجرای این‌طرح، علاقه‌مندان می‌توانند کتاب‌های خود را که دیگر مورد استفاده قرار نمی‌گیرد و از نظر محتوایی و کیفی مناسب هستند، با کتاب‌های کتابخانه که برای طرح فراهم شده‌اند، مبادله کنند. فهرست منابع کتابخانه که در این طرح قرار می‌گیرند، یک هفته پیش از آغاز اجرای آن، در پایگاه اینترنتی کتابخانه به نشانی www.hepl.ir در دسترس هستند.

این‌طرح که کودکان و نوجوانان نیز برای حضور در آن دعوت شده‌اند، از شنبه ۳۰ آذر تا جمعه ۶ دی طی ساعات ۹ تا ۱۴ در محل این‌کتابخانه اجرا می‌شود.

کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد در خیابان دکتر شریعتی، نرسیده به خیابان قبا قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...