سی‌وهفتمین طرح مبادله کتاب به‌زودی در کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد برگزار می‌شود.

به گزارش مهر، در این‌طرح مخاطبان کتاب‌های خوانده‌شده خود را به کتابخانه داده و کتاب جدید می‌گیرند.

این‌کتابخانه در اطلاعیه این‌دوره از طرح مذکور، اعلام کرده برای پویایی مجموعه و تحقق برخی از اهداف خود در راستای اشاعه فرهنگ کتابخوانی و ارتقاء سطح کیفی مطالعه علاقه‌مندان برای سی‌وهفتمین بار متوالی اقدام به برگزاری طرح مبادله کتاب کرده است. این طرح هر ۶ ماه یک‌بار برپا می‌شود و مخاطبانش عموم مردم هستند.

به‌موجب اجرای این‌طرح، علاقه‌مندان می‌توانند کتاب‌های خود را که دیگر مورد استفاده قرار نمی‌گیرد و از نظر محتوایی و کیفی مناسب هستند، با کتاب‌های کتابخانه که برای طرح فراهم شده‌اند، مبادله کنند. فهرست منابع کتابخانه که در این طرح قرار می‌گیرند، یک هفته پیش از آغاز اجرای آن، در پایگاه اینترنتی کتابخانه به نشانی www.hepl.ir در دسترس هستند.

این‌طرح که کودکان و نوجوانان نیز برای حضور در آن دعوت شده‌اند، از شنبه ۳۰ آذر تا جمعه ۶ دی طی ساعات ۹ تا ۱۴ در محل این‌کتابخانه اجرا می‌شود.

کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد در خیابان دکتر شریعتی، نرسیده به خیابان قبا قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...