تایمز آنلاین: هفته گذشته خیل بیشماری از طرفداران هری پاتر تمام خطوط ارتباطی جی. کی. رولینگ را اشغال کردند. طرفداران با هر وسیله ارتباطی ممکن با رولینگ تماس گرفته و از وی خواستند غلط املایی هری پاتر ششم را تصحیح کند.

ماجرا از این قرار بود که در نسخه ششم کتاب "هری پاتر و شاهزاده دورگه" نمره جادوگری هرمونی، دوست و همکلاسی هری 11 عنوان شده بود در حالیکه طبق ادعای طرفداران هرمونی در کتاب قبلی "هری پاتر و فرمان ققنوس" وی نمره 10 گرفته بود.

انتشارات بلومسبری ( Bloomsbury) که ناشر اختصاصی کتابهای هری پاتر است بلافاصله انتشار کتاب ششم که از ماه جولای سال جاری شروع شده بود را متوقف و غلط املایی را تصحیح می‌کند.

ماجرا ختم به خیر می شود ولی نکته جالب این است که کتابهای دارای غلط املایی که در بازار توزیع شده بودند به سرعت نایاب می شوند و طرفداران هری پاتر در بازار سیاهی که هم اکنون به وجود آمده حاضرند چند برابر قیمت کتاب را بپردازند تا عدد 11 را به جای 10 ببینند!

شایان ذکر است "اما واتسون" 16 ساله که به خاطر بازی در نقش هرمونی مجبور است برای کسب نمرات بالا در درسهای خود از مهارت جادوگری خود استفاده کند ماه گذشته در امتحانات مدرسه نمره هشت گرفت!

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...