تایمز آنلاین: هفته گذشته خیل بیشماری از طرفداران هری پاتر تمام خطوط ارتباطی جی. کی. رولینگ را اشغال کردند. طرفداران با هر وسیله ارتباطی ممکن با رولینگ تماس گرفته و از وی خواستند غلط املایی هری پاتر ششم را تصحیح کند.

ماجرا از این قرار بود که در نسخه ششم کتاب "هری پاتر و شاهزاده دورگه" نمره جادوگری هرمونی، دوست و همکلاسی هری 11 عنوان شده بود در حالیکه طبق ادعای طرفداران هرمونی در کتاب قبلی "هری پاتر و فرمان ققنوس" وی نمره 10 گرفته بود.

انتشارات بلومسبری ( Bloomsbury) که ناشر اختصاصی کتابهای هری پاتر است بلافاصله انتشار کتاب ششم که از ماه جولای سال جاری شروع شده بود را متوقف و غلط املایی را تصحیح می‌کند.

ماجرا ختم به خیر می شود ولی نکته جالب این است که کتابهای دارای غلط املایی که در بازار توزیع شده بودند به سرعت نایاب می شوند و طرفداران هری پاتر در بازار سیاهی که هم اکنون به وجود آمده حاضرند چند برابر قیمت کتاب را بپردازند تا عدد 11 را به جای 10 ببینند!

شایان ذکر است "اما واتسون" 16 ساله که به خاطر بازی در نقش هرمونی مجبور است برای کسب نمرات بالا در درسهای خود از مهارت جادوگری خود استفاده کند ماه گذشته در امتحانات مدرسه نمره هشت گرفت!

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...