نوزدهمین دوره جایزه قلم زرین با اعلام برگزیدگان در بخش‌های داستان و شعر کودک و نوجوان، داستان و شعر بزرگسال و نقد ادبی به کار خود پایان داد.

بی‌نام پدر سید میثم موسویان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  تسنیم، مراسم اختتامیه نوزدهمین دوره جایزه قلم زرین عصر امروز، 14 تیرماه، همزمان با بزرگداشت روز قلم در کتابخانه مرکزی پارک شهر با حضور جمعی از اهالی قلم و ادب برگزار شد.

بنا بر اعلام هیئت داوران، در بخش داستان بزرگسال از میان آثار داوری شده دو عنوان کتاب «بی‌نام پدر» از سید میثم موسویان و «بر شکن» از حمید علی‌دوستی به صورت مشترک به عنوان برگزیده اعلام و تجلیل شدند.

بر شکن حمید علی‌دوستی

همچنین در بخش داستان کودک و نوجوان نیز از ««یولبارس و شهر زیرزمینی» به قلم عبدالرحمان اونق و «راز دانه کوچولو» از راضیه خادم‌الحسینی به صورت مشترک تجلیل شدند. در بخش شعر بزرگسالان نیز از هادی خورشاهیان برای اثر «سلول آزادی» و سعیده هاشمی برای کتاب «النگوهای دختر نمرود» تجلیل شد.

در بخش شعر کودک و نوجوان نیز هیئت داوران محمود پوروهاب را برای اثر «ماهی رود توام» به عنوان برگزیده اعلام کردند. همچنین در بخش نقد و پژوهش نیز از سید مهدی طباطبایی برای کتاب «غربالی در دست» به عنوان اثر شایسته تقدیر، تجلیل شد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...