نوزدهمین دوره جایزه قلم زرین با اعلام برگزیدگان در بخش‌های داستان و شعر کودک و نوجوان، داستان و شعر بزرگسال و نقد ادبی به کار خود پایان داد.

بی‌نام پدر سید میثم موسویان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  تسنیم، مراسم اختتامیه نوزدهمین دوره جایزه قلم زرین عصر امروز، 14 تیرماه، همزمان با بزرگداشت روز قلم در کتابخانه مرکزی پارک شهر با حضور جمعی از اهالی قلم و ادب برگزار شد.

بنا بر اعلام هیئت داوران، در بخش داستان بزرگسال از میان آثار داوری شده دو عنوان کتاب «بی‌نام پدر» از سید میثم موسویان و «بر شکن» از حمید علی‌دوستی به صورت مشترک به عنوان برگزیده اعلام و تجلیل شدند.

بر شکن حمید علی‌دوستی

همچنین در بخش داستان کودک و نوجوان نیز از ««یولبارس و شهر زیرزمینی» به قلم عبدالرحمان اونق و «راز دانه کوچولو» از راضیه خادم‌الحسینی به صورت مشترک تجلیل شدند. در بخش شعر بزرگسالان نیز از هادی خورشاهیان برای اثر «سلول آزادی» و سعیده هاشمی برای کتاب «النگوهای دختر نمرود» تجلیل شد.

در بخش شعر کودک و نوجوان نیز هیئت داوران محمود پوروهاب را برای اثر «ماهی رود توام» به عنوان برگزیده اعلام کردند. همچنین در بخش نقد و پژوهش نیز از سید مهدی طباطبایی برای کتاب «غربالی در دست» به عنوان اثر شایسته تقدیر، تجلیل شد.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...