چاپ اول کتاب با قصه‌ها بهتر می‌شویم نوشته فریبا دلسوز منتشر شد.

 با قصه‌ها بهتر می‌شویم  فریبا دلسوز

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، او با تجربه سال‌ها فعالیت در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و با استفاده از علم روانشناسی که به‌صورت تخصصی در آن سررشته دارد دست به قلم برده است تا، قصه و قصه گویی این تجربه نیرومند را برای والدین و مربیان به عنوان ابزار آموزشی و تربیتی مؤثر و شگفت انگیز برای تغییر در رفتار و منش به رشته تحریر درآورد.

این کتاب در ۵ فصل تنظیم شده است. قصه گویی؛ آفرینش دو جانبه، در قصه‌ها زندگی می‌کنیم، قصه‌ها ما را انتخاب می‌کنند، فراتر از قصه، گستره‌ی تربیتی قصه‌ها برای بچه‌ها و بزرگ سالان عناوین با قصه‌ها بهتر می‌شویم، هستند.

در فصل اول با عنوان قصه گویی؛ آفرینش دوجانبه به تعریف قصه به عنوان یک حیطه‌ی تجربه‌ای نیرومند و بازی هوشیارانه برای تغییر پرداخته شده است.

تأثیرات روان شناختی قصه گویی، تأثیرات اجتماعی قصه گویی و تأثیرات هنری قصه گویی از جمله موضوعاتی است که در فصل دوم بدان توجه شده است.

در فصل سوم با عنوان قصه‌ها ما را انتخاب می‌کنند به موضوعاتی چون انتخاب و آماده کردن یک قصه خوب و ویژگی‌های قصه‌ی خوب اشاره شده است.

در فصل چهارم نیز با عنوان فراتر از قصه به موضوعاتی چون ناخن جویدن، ترس، انگشت مکیدن، پرخاشگری، تأثیر قصه برکاهش مشکلات رفتاری کودکان پرداخته شده است.

چه قصه یا قصه‌هایی را زندگی خواهیم کرد، چه زمانی قصه‌ها بهترین نتیجه را می‌دهند، فواید استفاده از قصه در تربیت، چگونه از قصه در آموزش و تربیت استفاده کنیم و.... از جمله مباحثی است که در فصل آخر با عنوان گستره تربیتی قصه‌ها برای بچه‌ها و بزرگسالان بدان پرداخته شده است.

چاپ اول با قصه‌ها بهتر می‌شویم به نویسندگی فریبا دلسوز، در ۵۰۰ نسخه و با قیمت ۲۲.۰۰۰ تومان از سوی انتشارات سروش منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...