کتاب «عزم و رزم و قصه» مجموعه مقالات، نقدها و یادداشت­‌های سیدعلی کاشفی خوانساری درباره دفاع مقدس و انقلاب اسلامی منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این کتاب  که شامل شش مقاله، شش نقد و 29 یادداشت است در 256 صفحه با شمارگان 500 نسخه و قیمت 39 هزار تومان از سوی انتشارات گویا منتشر شده است.

در معرفی این کتاب آمده است: کاشفی خوانساری این آثار را در فاصله سال­‌های 1371 تا 1398 در مطبوعات مختلف به چاپ رسانده است.

مقالاتی چون رمان جنگ در ایران، فهرست نقد داستان­‌های جنگ، کتابشناسی امام خمینی (ره) در کتاب­‌های کودکان، سی سال ادبیات داستانی انقلاب، تعهد و آزادی، رمان جانبازان و ... در کنار یادداشت­‌ها و نقدهایی درباره افرادی چون: نادر ابراهیمی، شیوا ارسطویی، ناصر ایرانی، داوود بختیاری دانشور، محمدحسین بهجتی (شفق)، راضیه تجار، شاهرخ تندروصالح، محسن چینی‌فروشان، ابراهیم حسن‌بیگی، بنفشه حجازی، جهانگیر خسرو شاهی، احد ده‌بزرگی، قاضی ربیحاوی، مصطفی رحماندوست، مصطفی رخ­‌صفت، مصطفی زمانی، محمدعلی زم، فیروز زنوزی جلالی، محمدرضا سرشار، محسن سلیمانی، سیدمهدی شجاعی، افسانه شعبان­‌نژاد، طاهره صفارزاده، سیروس طاهباز، فریدون عموزاده خلیلی، حسین فتاحی، قاسمعلی فراست، امیرحسین فردی، اسماعیل فصیح، فریبا کلهر، منصور کوشان، احمد محمود، محسن مخملباف، تقی مدرسی، محسن مؤمنی شریف، یوسفعلی میرشکاک، محمد نوری‌زاد و ... در این کتاب درج شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...