کتاب «عشق دلیل کافی است؛ داستان‌های کوتاه از نویسندگان معاصر ترکیه» با ترجمه سعیده نصیری توسط انتشارات ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شد.

عشق دلیل کافی است؛ داستان های کوتاه از نویسندگان معاصر ترکیه

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب دربرگیرنده ۲۰ داستان کوتاه از نویسندگان معاصر ترکیه است که براساس شهرت نویسنده، سبک نگارشی و جذابیت شان برای چاپ در این مجموعه انتخاب شده اند. موضوعات داستان ها هم از عشق، مسائل اجتماعی، سیاست و فقر گرفته تا تنهایی، مرگ و غربت هستند.

در دهه‌های آغازین قرن بیستم، همزمان با فعالیت های مصطفی کمال مشهور به آتاترک و تأسیس نظام جمهوری در ترکیه، ادبیات این کشور از نظر فرم و محتوا تحول اساسی پیدا کرد و در همین دوره بود که نویسندگانی مانند اورهان کمال، ممدوح شوکت اسندال، عمر سیف‌الدین، رفیق خالد کارای و رشاد نوری گونتکین شروع به داستان نویسی به روش نوین کردند و تبدیل به پدر داستان نویسی مدرن ترکیه شدند. داستان های این نویسندگان در کتاب پیش رو چاپ شده اند.

عناوین داستان های مندرج در این مجموعه همراه با اسم نویسنده شان به این ترتیب است:

پاشنه های بلند (عمر سیف الدین)، فمینیست (ممدوح شوکت اسندال)، کفاش (رفیق خالد کارای)، مردی چهارده ساله (یعقوب قدری قارا عثمان اوغلو)، مسافرت با قطار (احمد حمدی تانپینار)، آدم به درد نخور (سعید فائق آباسی یانیق)، بازگشت (اورهان کمال)، حالا چرا؟ (خلدون تانر)، آن سوی مرغدانی (یوسف آتیلگان)، ارباب رِشو (بکر ییلدیز)، یورش ببرها به شهر (نجاتی جومالی)، حوا (وسعت بنر)، امید نان فقیر (نزیهه مریچ)، تنهایی (احمد اورهان)، عمرم عمرم (طارق دورسون)، مدرسه شبانه روزی مجانی (فروزان)، زباله دان تاریخ (مصطفی کوتلو)، کولی خورشیدخوار (بوکت اوزون آر) و عشق دلیل کافی است (احمد امید).

در قسمتی از داستان «ارباب رِشو» از این کتاب می خوانیم:

ارباب رشو از ثروتمندان شانلی اروفا، در حالی که با شلاق کوچکش بر چکمه اش ضربه می زد، وارد خانه شد. ارباب رشو سه زن داشت. او مرد بسیار با اصالتی بود. همه اصل و نسب و خاندانش را می شناختند. همین که وارد اتاق شد، هر سه زن در مقابلش زانو زدند و آماده شدند تا چکمه هایش را در بیاورند. اما او چکمه هایش را سمت زنی به نام گلی، که چشمان سبز، موهای سیاه و کمر باریک داشت، دراز کرد. گلی با خوشحالی چکمه ها را درآورد. هرکس که چکمه را در می آورد آن شب را با رشو سر می کرد.
ارباب رشو آن شب را در کنار گلی سر کرد.
در گوشه حیاط، اسطبلی بود که در آن هشت تا ده الاغ، شش اسب و شش تا شتر نگهداری می شد. مراقبت از تمام این حیوانات به عهده شتربان بود...

این کتاب با ۱۷۵ صفحه، شمارگان ۷۷۰ نسخه و قیمت ۳۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...