ترجمه مجموعه داستان «دوران یافته‌های دلچسب من»[Chik and His Friends] نوشته فاضل اسکندر [Fazil Iskander]- نویسنده ایرانی‌تبار روسیه - منتشر شد.

فاضل اسکندر[Fazil Iskander] اسکندر و دوران یافته‌های دلچسب من

به گزارش ایسنا، این کتاب با ترجمه فهیمه تمدن در ۱۴۰ صفحه و با قیمت ۳۰هزارتومان توسط انتشارات کتاب نیستان منتشر شده است.

در معرفی ناشر از نویسنده و کتاب آمده است:  فاضل اسکندر نویسنده‌ای ایرانی‌تبار از اهالی آبخاز در قفقاز روسیه بود. او در موسسه ادبی ماکسیم گورکی در مسکو تحصیل و کار حرفه‌ای خود را دنبال کرد که با روزنامه‌نگاری آغاز و به نویسندگی حرفه‌ای منتهی شد. او بیشتر عمر خود را در مسکو و برای شناساندن زندگی قفقازی به مردم روسیه و سایر کشورهای جهان گذراند.

اسکندر که شناخته‌شده‌ترین نویسنده منطقه قفقاز به شمار می‌رود، نخست در میان دهه ۱۹۶۰ میلادی به همراه دیگر نماینگان جنبش «نثر جوان» روسیه به شهرت دست پیدا کرد که بیشتر آن نیز به خاطر نوشتن داستانی با عنوان «صورت فلکی بز - بوفالو» بود که آن را از بهترین داستان‌های او دانسته‌اند.

داستانی از دیدگاه یک روزنامه‌فروش جوان که به زادگاه خود آبخاز برمی‌گردد و سپس به جرگه کارکنان یک روزنامه محلی پیوسته و پس از آن وارد یک کمپین تبلیغاتی برای یک حیوان اهلی تازه فرآوری شده می‌شود که از پیوندزدن یک بز معمولی و یک بز کوهی قفقاز غربی پدید آمده بود.
این داستان یک هجونامه برجسته درباره کمپین‌های ژنتیکی و کشاورزی تروفیم لیسنکو و خروشچف بود که به علت نشان دادن اتحاد جماهیر شوروی به گونه‌ای ناخوشایند، به سختی مورد نقد قرار گرفت.

در دنیای انگلیسی‌زبان اما او را برای نوشتن داستان‌های بلندی می‌شناسند که روند زندگی در روستایی در آبخاز را از سال‌های آغازین سده ۲۰ میلادی تا دهه ۱۹۷۰ بازگو می‌کند. این داستان موجب شد تا به فاضل اسکندر لقب «مارک توین آبخاز» داده شود.

مجموعه داستان «دوران یافته‌های دلچسب من» اثری در سنت داستان‌نویسی اوست که به منطقه قفقاز و آبخاز و سنت‌های بومی رایج در میان مردم و نیز برخی از اعمال و رفتار و کنش‌های اجتماعی آنها اشاره‌های جدی دارد.

داستان با یک اتفاق برای پسرکی شروع می‌شود. پسرکی که دسته‌ای اسکناس را به طور اتفاقی پیدا می‌کند و به خانواده‌اش می‌سپرد. این اتفاق اما چنان در زندگی فردی و اجتماعی او تاثیر می‌گذارد که باعث اتفاق‌ها و عکس‌العمل‌ها و حتی تغییر نگاه اجتماعی پیرامون وی به خودش و خانواده‌اش می‌شود.

اسکندر با اینکه در این اثر سعی نکرده نقدهایی سیاسی به جامعه مورد توجه خودش وارد کند اما در قامت یک مصلح اجتماعی و با نقد جامعه پیرامون خود ساختارهایی را که منجر به بالیدن چنین نگاه‌های خاص اجتماعی در میان مردم شده است را نکوهش می‌کند و به نقد آنها می‌پردازد.»

کتاب نیستان پیش از این نیز مجموعه داستان «صید قزل‌آلا در بالادست رودخانه کودور» را از این نویسنده روس ترجمه و منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...