برگزیدگان و شایستگان تقدیر بخش مجموعه داستان کوتاه و بخش ویژه (رمان زبان مادری) بیستمین دوره جایزه «مهرگان ادب» معرفی شدند.

آه ای مامان احمد حسن زاده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، دبیرخانه جایزه مهرگان کتاب  «آه ای مامان» نوشته احمد حسن‌زاده به عنوان بهترین مجموعه داستان کوتاه در دوره نوزدهم و بیستم خود انتخاب کرد. همچنین  «او» از محمد کلباسی و «خاطرات یک دروغگو» نوشته نسیم وهابی به عنوان مجموعه داستان کوتاه تحسین‌شده هیأت‌داوران، و دو مجموعه داستان «دوازده نت برای سکوت» نوشته کیوان صادقی و «بوطیقای شیطان» نوشته علیرضا لبش شایسته تقدیر این دوره از جایزه «مهرگان ادب» شناخته شدند.

هیأت‌داوران جایزه مهرگان ادب با خواندن و ارزیابی ۹۳۴ مجموعه داستان که چاپ اول آن‌ها در سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ در ایران منتشر شده، برندگان نهایی «مهرگان ادب» در بخش مجموعه داستان کوتاه را برگزیده است.

هیأت‌داوران در بخش مجموعه داستان کوتاه از میان هفت مجموعه داستان راه‌یافته به مرحله نهایی با اکثریت آرا مجموعه داستان  «آه ای مامان» نوشته احمد حسن‌زاده از نشر نون را به دلیل تاثیر پیرامتن‌هایی مانند عناوین داستانی و فصل‌بندی در خوانش اثر و ایجاد روایتی ناگفته به منظور فعال کردن نقش مخاطب، شباهت ساختار و معنا به لحاظ دستور زبانی و مفهوم‌سازی که نمایانگر ارتباط اثر با هستی‌شناسی انسان است، انتخاب دقیق واژه‌ها و دلالت‌مندی آن‌ها در ساختار کلی اثر، رابطه بینامتنی با آثار کلاسیک جهان، و ایجاد تغییر شناختی به واسطه هنجارشکنی‌های زبانی و مفهومی، به عنوان بهترین مجموعه داستان کوتاه انتخاب کرده و شایسته دریافت تندیس مهرگان ادب، جایزه نقدی و لوح تقدیر دانسته است.

هیأت‌داوران همچنین با اکثریت آرا مجموعه داستان  «او» نوشته محمد کلباسی از نشر چشمه را به دلیل پیرنگ محکم و منسجم داستان‌ها، پرداختی مناسب و قابل باور جهت ساخت جهانی رئالیستی و همچنین نثری استوار و بی‌پیرایه و پایبندی به زبان و ادبیات کهن این سرزمین، به‌کارگیری هوشمندانه و دقیق عناصر توصیف، تصویر و رویداد، به عنوان اولین مجموعه داستان تحسین‌شده هیأت داوران انتخاب کرده و شایسته دریافت لوح تقدیر مهرگان ادب دانسته است.  مجموعه داستان «خاطرات یک دروغگو» نوشته نسیم وهابی از نشر مرکز را نیز به دلیل شکستن هنجارهای داستان‌نویسی و پیشنهاد ساختاری نو در روایت، استفاده از امکانات ادبیات تجربه‌گرا برای ساخت داستان موفق بدون پیرنگ که در ایران سابقه چندانی نداشته است، ایجاد روایت‌های چندگانه و ذهنی برای انعکاس زیرساخت فرهنگی به واسطه تمرکز بر امور در ظاهر بدیهی و ساده مانند خوراک، و استفاده از زبانی موجز برای ساخت روایت‌های تودرتو و متراکم، به عنوان دومین مجموعه داستان تحسین‌شده هیأت‌داوران انتخاب کرده و شایسته دریافت لوح تقدیر مهرگان ادب دانسته است.

هیأت داوران مجموعه داستان  «دوازده نت» برای سکوت نوشته کیوان صادقی از نشر نیماژ را به دلیل بازنمایی رنج‌های ناشی از مهاجرت در ابعادی انسانی و گسترش‌یافته، زبان و روایتی هماهنگ با زیست انسان معاصر و دغدغه‌های او، استفاده از تکنیک روایی ساده و هماهنگ با ضرباهنگ زندگی و روان شخصیت‌های درگیر در داستان‌ها، تأمین وجه ادبی و زیبایی‌شناسانه اثر با فضاسازی عالی داستانی درکنار بازنمایی ساده‌ترین عواطف انسانی؛ و نیز مجموعه داستان  «بوطیقای شیطان» نوشته علیرضا لبش از نشر هیلا را به دلیل تخیلی خلاقانه و به کارگیری امر غریب همراه با آغازهایی فرامتنی، جذاب و متناسب با اتمسفر هر داستان، استفاده از طنزی عمیق که علاوه بر انسجام ساختاری در پایان‌بندی، مسیر معنایی اثر را نزد مخاطب معکوس می‌کند، به عنوان مجموعه داستان‌های تقدیرشده جایزه مهرگان ادب انتخاب کرده و شایسته دریافت لوح تقدیر مهرگان ادب می‌داند.

همچنین  «آخرین روزهای زندگی هلاله» نوشته عطا نهایی به عنوان بهترین رمان بخش ویژه بیستمین دوره جایزه مهرگان ادبی  (رمان زبان مادری) و  «پرنده‌ها دیگر نمی‌ترسند» نوشته رقیه کبیری به عنوان رمان تقدیرشده بخش ویژه این دوره معرفی شدند.

همچنین در میان ۱۰۲۴ عنوان رمان که در دوره بیستم جایزه‌ مهرگان ادب به دبیرخانه جایزه رسیده بود، چندین اثر از نویسندگان ایرانی وجود داشت که ابتدا به زبان‌های غیرفارسی حوزه فرهنگ ایران - زبان مادری نویسنده - منتشر شده و سپس از سوی مترجمان به فارسی برگردانده و توسط ناشران داخل کشور در بازه‌ زمانی جایزه به چاپ رسیده بود.

بنا بر آیین‌نامه جایزه مهرگان، در دوره‌های پیشین جایزه این‌گونه آثار، ترجمه ادبی شناخته شده و از چرخه داوری کنار گذاشته می‌شد.

در بیستمین دوره جایزه «مهرگان ادب» به منظور رعایت حقوق معنوی این گروه از نویسندگان ایرانی که به زبان مادری خود نوشته‌اند، امکان داوری و ارزیابی این آثار در بخش ویژه جایزه فراهم شده است و دو رمان شایسته دریافت این جایزه به شرح زیر معرفی می‌شوند.

هیأت‌داوران با اکثریت آرا رمان  «آخرین روزهای زندگی هلاله» نوشته عطا نهایی را که رضا کریم‌مجاور از زبان کردی به زبان فارسی برگردانده و نشر افراز آن را انتشار داده به دلیل داشتن انسجام معنایی، رنگ محلی و بومی برجسته، دفاع از حقوق زنان، چندصدایی و ترسیم گفتمان انتقادی میان فرهنگ ایلیاتی و سنتی با مدرنیته‌ اروپایی و گزینش گفتمان و مبارزه فرهنگی بر مبارزه خشونت‌آمیز به عنوان بهترین رمان بخش ویژه بیستمین دوره جایزه مهرگان ادب انتخاب کرده و شایسته دریافت تندیس مهرگان ادب، جایزه نقدی و لوح تقدیر می‌داند.

هیأت‌داوران همچنین با اکثریت آرا رمان  «پرنده‌ها دیگر نمی‌ترسند» نوشته رقیه کبیری را که حمزه فراهتی از زبان ترکی آذربایجانی به فارسی برگردانده و نشر نشانه آن را انتشار داده به دلیل کاربست درست سازه‌های داستانی، پیوند خلاقانه میان دو مقطع تاریخی، صداقت در پرداخت شخصیت‌ها و روابط میان انسان‌ها در بستری از رخدادهای اجتماعی  به عنوان رمان تقدیرشده بخش ویژه بیستمین دوره جایزه مهرگان ادب انتخاب کرده و شایسته دریافت لوح تقدیر مهرگان ادب می‌داند.

جواد اسحاقیان، هلن اولیائی‌نیا، حسین آتش‌پرور، پروین سلاجقه، سیاوش گلشیری، لیلا صادقی و ابوالفضل حسینی داوری این دوره از جایزه مهرگان ادب را بر عهده داشته‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...