کتاب «امین جامعه‌شناسی ایران: یادمان دکتر محمدامین قانعی‌راد» به کوشش حسن گنجی منتشر شد.

به گزارش ایسنا،  این کتاب در ۳۸۰ صفحه از سوی انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه‌ ملی ایران راهی بازار شده است.

در معرفی  ناشر از این کتاب آمده است: در این کتاب، یادداشت‌ها و سخنرانی‌های شخصیت‌های علمی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ایران درباره ویژگی‌ها و فعالیت‌های علمی، اجتماعی، سیاسی، اندیشه‌ها و نگاه‌های کلان قانعی راد مورد توجه قرار گرفته است. در این کتاب به شعاع اندیشه‌ها و نشر فکر قانعی‌راد در جامعه ایرانی، موضع‌گیری‌های شجاعانه و بدون تکلف او نسبت به تحولات سیاسی و اجتماعی، نقش کلیدی او در نمایاندن جامعه ایرانی و مدیریت انجمن جامعه‌شناسی ایران پرداخته شده است.

سخن ابتدایی این کتاب به قلم اشرف بروجردی، رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران است. همچنین در این کتاب، علی انتظاری مطلبی با عنوان «کنشگر واقعی قانعی راد در عرصه علم» نوشته و «نمونه تعهد روشنفکرانه» مطلب دیگری است که به قلم احمد بخارایی نگاشته شده است.

علاقه‌مندان برای تهیه این اثر می‌توانند به فروشگاه انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی واقع در ساختمان کتابخانه ملی ایران مراجعه کنند یا با شماره ۸۱۶۲۳۳۱۵ تماس بگیرند.

همه‌ جنبش‌های توده‌وار در طرفدارانشان نوعی جان‌برکفی و گرایش به عمل و اقدام مشترک برمی‌انگیزند؛ همه‌ آنها فارغ از آموزه‌هایی که می‌پراکنند و برنامه‌ای که ارائه می‌دهند تعصب، شور، امید، نفرت و نابردباری تب‌آلود را می‌پرورند... ایمان کور و پایبندی و وفاداری همه‌جانبه و با تمام وجود را طلب می‌کنند... میزان قدرت بالقوه‌ یک ملت در حکم گنجینه‌ آرزوهای دست‌نیافتنی آن است ...
چنان جزئیات حرفه‌ای یک جیب‌بر را باز کرده که اگر نگوييم خود ناکامورا یک جیب‌بر واقعی است، دست‌کم می‌توانیم مطمئن باشیم ساعت‌ها کار یک جیب‌بر واقعی را تماشا کرده است... جهان به سه دسته خدایان، بردگان و انسان‌ها تقسیم شده و متاسفانه بردگان از همه بیشترند... جیب‌برها و دله‌دزدها که تنها انسان‌های عادی این جهان‌اند و درنهایت اینها شاید بتوانند کاری خلاف اراده خدایان انجام دهند ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...