کتاب «امین جامعه‌شناسی ایران: یادمان دکتر محمدامین قانعی‌راد» به کوشش حسن گنجی منتشر شد.

به گزارش ایسنا،  این کتاب در ۳۸۰ صفحه از سوی انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه‌ ملی ایران راهی بازار شده است.

در معرفی  ناشر از این کتاب آمده است: در این کتاب، یادداشت‌ها و سخنرانی‌های شخصیت‌های علمی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ایران درباره ویژگی‌ها و فعالیت‌های علمی، اجتماعی، سیاسی، اندیشه‌ها و نگاه‌های کلان قانعی راد مورد توجه قرار گرفته است. در این کتاب به شعاع اندیشه‌ها و نشر فکر قانعی‌راد در جامعه ایرانی، موضع‌گیری‌های شجاعانه و بدون تکلف او نسبت به تحولات سیاسی و اجتماعی، نقش کلیدی او در نمایاندن جامعه ایرانی و مدیریت انجمن جامعه‌شناسی ایران پرداخته شده است.

سخن ابتدایی این کتاب به قلم اشرف بروجردی، رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران است. همچنین در این کتاب، علی انتظاری مطلبی با عنوان «کنشگر واقعی قانعی راد در عرصه علم» نوشته و «نمونه تعهد روشنفکرانه» مطلب دیگری است که به قلم احمد بخارایی نگاشته شده است.

علاقه‌مندان برای تهیه این اثر می‌توانند به فروشگاه انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی واقع در ساختمان کتابخانه ملی ایران مراجعه کنند یا با شماره ۸۱۶۲۳۳۱۵ تماس بگیرند.

دو پسر تصمیم دارند در محله کوچک‌شان که تنها چهارده خانه در آن وجود دارد، به تحقیق درباره ادعای کیث که می‌گوید مادرش یک جاسوس آلمانی است، بپردازند... جنگ جهانی دوم در جریان است... روی سینه‌ریز نقش معروف سه حرف روی زمینه‌ای آبی و براق بود... با اغواگری راه خود را به خلوتگاه استفن و کیث که مملو از بویی شیرین است، باز می‌کند... همه‌ی نازی‌ها در طرف دیگر جبهه نیستند ...
می‌خواستم از بازی سرنوشت بنویسم. از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه مرگ می‌بیند و آماده پذیرش آن است، ناگهان... با مرگ مرتضی و به اسارت درآمدن زلیخا... با به دنیا آمدن «یوسف» بار دیگر زلیخا به زندگی برمی‌گردد... تصور معمول ما همیشه این بوده که آنچه در دوره‌های مختلف تاریخی ایران از سر گذرانده‌ایم تنها مختص به تاریخ ما و ایران زمین بوده است ...
فرزندان هیزم‌شکنی فقیر، به نام تیل‌تیل و میتیل... در شب عید نوئل چراغانی کاخ همسایه را بی‌رشک و حسد تماشا کنند... کافی است دانه‌ی الماس را به آهستگی بچرخانند تا روح اشیا و جانوران را که از چشم افراد گیج پنهان می‌مانند، ببینند... به درون «کاخ شب» راه می‌یابند... نخستین منزل «سرزمین خاطرات» است... در «قلمرو آینده» با کودکانی که در آینده باید زاده شوند، آشنا می‌گردند... ...
محض سرگرمی طاووس پرورش می‌دهد... زوج جوانی که به تازگی فرزند نوزاد خود را از دست داده اند... به مجرد کوچکترین بحث و جدلی یکدیگر را متهم می‌کنند: تو خودی نیستی... پس از مرگ شوهر همه شیرهای آب خانه را باز می‌کند... به درمانگاه سقط جنین مراجعه می‌کنند تا بچه را سقط کنند... رابطه خوبی با پدر مجسمه‌سازش ندارد... همه‌ یتیم‌ها را جز دوقلوهایی که در جنگ کشته می‌شوند، سر و سامان می‌دهد ...
ژاپنی‌ها مالزی را تصرف کردند و هزاران اسیر انگلیسی را واداشتند که خط آهنی در جنگل‌های بیرمانی و تایلند بکشند. پانصد نفر از ایشان را به نزدیک رودخانه‌ی کوای می‌آورند تا در آنجا پلی در نقطه‌ای بنا کنند که از نظر رزمی بسیار مهم است... سه تن با چتر نجات در جنگلی نزدیک مرز بیرمانی فرود می‌آیند و عملیات تخریب پل را در همان روز افتتاح آن تدارک می‌بینند... سرهنگ به ژاپنی‌ها اطلاع می‌دهد ...