برگزیدگان و شایستگان تقدیر هجدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل‌احمد معرفی شدند.



به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، برگزیدگان بخش‌های مختلف هجدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل‌احمد به این شرح اعلام شدند:

بخش مستندنگاری
برگزیده: «قاسم» نوشته مرتضی سرهنگی از انتشارات خط مقدم

بخش داستان بلند و رمان
برگزیده: «لمس» نوشته محمدرضا کاتب از نشر نیماژ
شایسته تقدیر: «ژنرال» نوشته زهرا گودرزی از نشر چشمه

بخش داستان کوتاه
برگزیده: «گاهی به قبرها هم نگاه کن» نوشته عباس عظیمی از نشر چشمه
شایسته تقدیر: «من ابن بطوطه هستم» نوشته خسرو عباسی خودلان از انتشارات مؤسسه فرهنگی هنری هنرمندان مشرق‌زمین

بخش ویژه «ماه مجلس»
(به مناسبت هزار و پانصدمین سالروز ولادت حضرت پیامبر (ص))
رتبه اول: «قربان زرپران» اثر امیرحسین روح‌نیا
رتبه دوم: «زمین» اثر سارا شجاعی و «حرمت» اثر زینب محمد قلی‌زاد

بخش ویرایش
برگزیده: مهدی فروتن برای ویراستاری کتاب «ژنرال»

بخش نقد ادبی برگزیده و شایسته تقدیر نداشت.

بنا بر اعلام دبیرخانه جایزه، مبلغ ۶۰۰ میلیون تومان به برگزیدگان و ۲۰۰ میلیون تومان نیز به شایستگان تقدیر اهدا خواهد شد.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...