کتاب «هنرهای سنتی ایران در یک نگاه» نوشته حسین یاوری و فاطمه عرفانی از سوی انتشارات سیمای دانش روانه بازار شد.

هنرهای سنتی ایران در یک نگاه حسین یاوری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، در ابتدای این کتاب به نقل از آرتور آپهام پوپ مورخ آثار هنری ایران با ملیتی آمریکایی، آورده شده است:«اگر ایران به سنت‌های خود وفادار باشد و گشاده دستانه به گردآوری آگاهی‌ها و طرح‌هایی که برای تصویب مردم ارایه خواهد شد بپردازد، ثابت خواهد کرد که کشوری جاودان است و هیچ حادثه‌ای روح بزرگ ایرانی را خاموش نخواهد کرد و اگر این کار با شکیبایی و ایمان آمیخته شود ایران روزگار بزرگی و خدمت به جهان را دوباره آغاز خواهد کرد»

در نگارش این کتاب مخاطب خاصی مد نظر نبوده ولی برای برخی علاقه‌مندان به هنرهای سنتی و صنایع دستی ایران، دانشجویان و داوطلبان رشته‌های هنرهای سنتی، مفیدتر خواهد بود.

این کتاب به کلیات هنرهای سنتی می‌پردازد و 330 هنر ایرانی را بررسی می‌کند.

این 330 هنر شامل آجر کاری، آیینه کاری، ابریشم بافی، تذهیب، پته دوزی، کتیبه دوزی، سوزن دوزی، گبه بافی، معرق چرم، کرباس بافی، کپو بافی، گیوه دوزی، سفالگری، سبد بافی، پولک دوزی، چوقا بافی، حرمی بافی، خوشنویسی، سیاه چادر بافی، کاشی کاری، ماشته بافی، مقرنس کاری و ... تقریبا همه‌ی هنر‌های سنتی ایران می‌باشد.

این کتاب آخرین مجموعه‌ی تعاریف و طبقه‌بندی از هنرهای سنتی توسط گروه تخصصی هنرهای سنتی و صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به عمل آمده است.

کتاب به دو بخش تعاریف و طبقه‌بندی، تقسیم می‌شود. بعد از تعریف هر هنر به طبقه‌بندی هنر‌های صناعی، کتابت و نگارگری، موسیقی سنتی، نمایش‌های سنتی و آئینی، معماری سنتی و هنرهای وابسته می‌پردازد.

هنر‌های صناعی شامل آثار فلزی، آثار چوبی، آثار آبگینه، آثار سفالی، آثار سنگی، آثار کاغذی، ساز‌سازی، مینا‌سازی، جلد‌سازی و صحافی، دست بافته‌های سنتی، رودوزی های سنتی، چاپ‌های سنتی و رنگرزی های سنتی هستند که هر کدام از این هنرها خود شامل چندین دسته و زیر شاخه از جمله ساخت شیشه، ساخت سفال، آثار تلفیقی و... می‌باشند.

هنر کتابت و نگارگری شامل خوشنویسی، نگارگری می‌‌باشد که باز هرکدام از این هنر‌ها خود شامل زیر شاخه از جمله انواع خط، طراحی سنتی، بوم سازی و ... می‌باشند.

هنر موسیقی هم شامل موسیقی دستگاهی-ردیفی و موسیقی نواحی که هر دو به دو زیر بخش موسیقی‌سازی و موسیقی آوازی تقسیم می‌شود که باز هم به تعداد زیادی زیر بخش از جمله ساز زهی، بادی، ردیف خوانی، منظومه خوانی و...تقسیم می‌شوند.

هنر نمایش‌های سنتی و آئینی شامل 7 بخش نقالی، شبیه خوانی، نمایش عروسکی، رقص‌های نمایشی، تقلید، خرده نمایش‌ها، مراسم آئینی نمایشی می‌باشد.

معماری سنتی و هنرهای وابسته هم شامل 1-رنگ ریزی،گچ ریزی،دراندازی،نقش اندازی؛ 2-سفت‌کاری؛ 3-نازک کاری می‌شود.

برای هر کدام از هنرهای ذکر شده شرحی از آن وسیله یا هنر، دلیل اسم گذاری، شهر یا روستایی که این هنر در آن جا انجام و استفاده می‌شود، مواد اولیه برای ساخت آن صنایع‌دستی یا هنر بومی به همراه نمونه عکسی از آن آورده شده‌است.

در انتهای کتاب هم دو ضمیمه برای مواد و مصالح رو دوزی‌های سنتی ایران و ضمیمه رنگی شامل عکس برخی از این صنایع دستی و هنرها آورده شده‌است.

کتاب «هنرهای سنتی ایران در یک نگاه» به قلم حسین یاوری و فاطمه عرفانی از سوی انتشارات سیمای دانش در386 صفحه و به قیمت 230 هزار تومان در تیراژ 50 نسخه روانه بازار نشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...