دیوان «حافظ شیرازی» شاعر بلند آوازه ایرانی دومین کتاب پرفروش کشورهای عربی در هفته گذشته شد.

به گزارش ایبنا به نقل از روزنامه القدس العربی چاپ لندن، به تازگی کتابی با عنوان «آوازهای شیراز .. قسمت دوم» در مصر منتشر شده که دیوان اشعار حافظ شیرازی است.
 
این کتاب را «ابراهیم امین الشواربی» از زبان فارسی به زبان عربی ترجمه و با مقدمه «طه حسین» نویسنده فقید مصری و ملقب به ستون ادبیات مصر به چاپ رسانده است. این کتاب توسط مرکز ملی میراث مصر انتشار یافته است.

دکتر طه حسین در مقدمه این کتاب ترجمه الشواربی را زیبا و روان دانسته و حافظ را نیز گل سر سبد شعر فارسی توصیف کرده است.

طه حسین در این مقدمه یادآور شده که ترجمه اشعار حافظ نیازمند آگاهی کامل در ادارک علمی، ذوق هنری و بینش زیبایی شناختی طبیعی در ابداع شعری است و آقای الشواربی توانسته از پس آن بر آید.

ستون ادبیات مصر، ترجمه اشعار حافظ را برای آشنایی فرهنگ‌ها با یکدیگر و مرتبط ساختن حال و آینده در کنار دیگر ملل و شناخت از گذشته و تاریخشان ضروری دانسته و ابراز امیدواری کرده که ترجمه آثار دیگر ملت‌ها همچنان ادامه داشته باشد تا فرهنگ‌های مختلف بتوانند به یکدیگر نزدیک شوند.

کتاب «شهر بازی» اثر «لی دونگ ها» نویسنده کره‌ای که توسط «مون جی یونگ» مترجم کره‌ای به زبان عربی ترجمه شده در صدر کتاب‌های پرفروش کشورهای عربی قرار دارد. این کتاب را نیز مرکز ملی ترجمه مصر منتشر کرده است.

تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...
آیا می‌توان در زبان یک متن خاص، راز هستی چندلایه و روزمره‌ انسان عام را پیدا کرد؟... هنری که انسان عام و مردم عوام را در خود لحاظ کرده باشد، به‌لحاظ اخلاقی و زیباشناسانه برتر و والاتر از هنری است که به عوام نپرداخته... کتاب خود را با نقدی تند از ویرجینیا وولف به پایان می‌برد، لوکاچ نیز در جیمز جویس و رابرت موزیل چیزی به‌جز انحطاط نمی‌دید... شکسپیر امر فرازین و فرودین را با ظرافتی مساوی درهم تنید، اما مردم عادی در آثار او جایگاهی چندان جدی ندارند ...
با دلبستگی به دختری به‌ نام «اشرف فلاح» که فرزند بانی و مؤسس محله است، سرنوشتِ عشق و زندگی‌اش را به سرنوشت پرتلاطم «فلاح» و روزگار برزخی حال و آینده‌اش گره می‌زند... طالع هر دویشان در کنار هم نحس است... زمینی برای بازی خرده‌سیاست‌مدارها و خرده‌جاه‌طلب‌ها... سیاست جزئی از زندگی محله است... با آدم‌ها و مکانی روبه‌رو هستیم که زمان از آنها گذشته و حوادث تکه‌تکه‌شان کرده است. پوستشان را کنده و روحشان را خراش داده ...