ترجمه‌ی عربی "شطرنج با ماشین قیامت" حبیب احمد‌زاده با ترجمه‌ی "محمد الامین" در هلند منتشر می‌شود.

این مترجم عراقی مقیم هلند درباره‌ی دلیل ترجمه‌ی این رمان به عربی که توسط "پال اسپراگمن" نیز به انگلیسی ترجمه شده است، به ایسنا گفت: «این رمان تصویر انسان‌های ساده و مخلص در زمان جنگ است و از کلی‌گویی پرهیز می‌کند و نشان می‌دهد آدم‌های این رمان، به صورت فطری و ذاتی عکس‌العمل انجام می‌دهند. حتا آدم‌های تحصیل‌کرده‌ی رمان هم به صورت ذاتی عکس‌العمل نشان می‌دهند.»

او در ادامه یادآور شد: «خوانندگان عرب و عراقی با خواندن این رمان، متوجه خواهند شد که چگونه این جنگ خود را تحمیل کرد. درواقع این اثر، خط بطلانی بر روایت‌های رژیم بعث عراق خواهد کشید که می‌گفتند ایرانی‌ها علیه ما جنگ کردند.»

این مترجم متذکر شد: «می‌دانیم رژیم بعث عراق، این مسأله را بسیار تبلیغ می‌کرد که ایران علیه ما جنگ کرد. حالا نقش ادبیات و رمان است که باید بیاید و حافظه‌ی مردم خاورمیانه را درباره‌ی رخدادهای مهم تغییر دهد.»

الامین به تازگی کار ترجمه‌ی این اثر را به عربی شروع کرده است، که بعد از ترجمه در هلند منتشر خواهد کرد. او همچنین ترجمه‌ی رمان "من او" رضا امیرخانی را به پایان رسانده است و بعد از نظر نویسنده، آن را به چاپ خواهد سپرد.

وی از سوی دیگر، در حال ترجمه‌ی رمان "سمفونی مردگان" عباس معروفی به عربی است.

این مترجم پیش از این، «صدای پای آب و اشعار دیگر» سهراب سپهری، شعرهای فروغ فرخزاد، «گزیده‌ای از اشعار معاصر ایرانی و افغان» و «همه‌ی چیزها آبی است» صادق رحمانی را به عربی ترجمه کرده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...