اختصاصی

دیلی میل : جی. کی. رولینگ نویسنده کتابهای پرطرفدار هری پاتر به عنوان نهمین ثروتمند دنیا معرفی شد. مجله اقتصادی فوربز که هر سال لیست ثروتمندترین انسانهای روی زمین را معرفی می کند امسال در لیست خود رولینگ را در مقام نهم قرار داده است.

فوربز نوشت رولینگ تنها فرد این لیست است که تجارت نمی کند و با هیچ کس سر و کار ندارد. اگر چه این مجله نوشت رولینگ درآمد دقیقه ای 77 یورو خود را مدیون چهار فیلم هالیوود است ولی باید اعتراف کرد که کمتر کسی قادر است تنها با نوشتن، صاحب چنین درآمدی شود.

او سال گذشته با دقیقه ای 41 یورو درآمد 300 میلیون یورو از طریق فروش کتابهایش به دست آورد. وی هم اکنون در منزل مسکونی‌اش در ادینبورگ مشغول نوشتن هفتمین و آخرین داستان از مجموعه داستانهای پسر جادوگر و دوستانش می باشد.

در لیست ارائه شده فوربز بیل گیتس صاحب شرکت مایکروسافت همچنان با داشتن 27 میلیارد یورو ثروتمندترین مرد کره خاکی است. او در دقیقه 3601 یورو درآمد دارد. 

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...