کتاب «گزارش گمان‌شکن» نوشته علی شمس به همت نشر نیماژ راهی کتاب‌فروشی‌ها شد.

گزارش گمان‌شکن علی شمس

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، در بخشی معرفی این کتاب آمده است: «با توجه به مرده بودن بازیگر نقش مکمل و در صورت سرتق‌بازی و دبه کردن سایر بازیگران، علی شمس به عنوان صاحب سمج اثر باید به شهر خوی رفته و سنگ را از روی قبر کنار زده و به اعجاز قلم فواد ثریا این بازیگر قدرندیده‌ی به عافیت نرسیده‌ی داغ موفقیت به دل مانده را از گور بیرون بکشد و برای بازی در این نقش راضی کند. استخوان‌هاش احتمالا به خوابیدن روی شانه خو گرفته باشند ولی کار چندان هم سخت نیست. علی شمس می‌تواند اسکلت فواد ثریا را به تربت شمس تبریزی -که سه کیلومتر آن ورتر از قبر وی واقع شده- قسم سفت و سخت بدهد و با دستمزدی چشمگیر ولی معنوی او را برای بازی در این نقش راضی کند.»

در پشت جلد «گزارش گمان‌شکن» می‌خوانیم: «علی شمس پیشتر و بیشتر از آنکه به عنوان داستان‌نویس شناخته شود، در جایگاه نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان تئاتر، توانسته است ذوق و قریحه‌ی ادبی و هنری خود را به مخاطبانش بپشاند. گزارش گمان‌شکنِ علی شمس از مرگ فواد ثریا هم در کشاکش نمایش‌نامه‌شدن یا رمان‌شدن پیچ‌وتاب می‌خورد. پیچ‌وتابی بازیگوشانه که پر است از ابتکارهای روایی.»

علی شمس؛ نویسنده، نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان تئاتر، متولد سال 1364 است. «قلعه انسانات»، «شب دشنه‌های بلند»، «مخاطب خاص» و «داستان‌های میان رودان» از جمله آثاری است که شمس روی صحنه برده است.

کتاب «گزارش ِ گمان‌شکن» نوشته علی شمس، در 162 صفحه، به قیمت 39 هزار تومان، در قطع رقعی و جلد شومیز، از سوی نشر نیماژ روانه بازار کتاب شد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...