اولین شماره دوره جدید فصلنامه "جشن کتاب" که به داستان کوتاه اختصاص دارد، در 164 صفحه و با قیمت 1200 تومان منتشر شد. علاوه بر مطالب این شماره که شامل داستان کوتاه، مقالات، طنز و معرفی کتاب می‌شود، یک لوح فشرده اهدایی از چهار فصل  آنتونیو ویوالدی نیز در اختیار خوانندگان قرار گرفته است.

در بخش داستان، با توجه به تنوع ژانرها و سلایق ادبی گوناگون داستان‌هایی مانند قصه هزار و دوم شهرزاد اثر ادگار آلن پو، گزارش نوشته دونالد بارتلمی، ماه نرم ایتالو کالوینو، شب سوم گیتا گرکانی و نه میلیارد نام خدا اثر آرتور سی کلارک مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

در کنار مقالات متنوع در تاریخ سینما، تاریخ موسیقی، تاریخ هنر، نجوم و معرفی شخصیت‌های برجسته‌ی معاصر، مقالاتی نیز با مرور بر تحولات دیوارنگاری در ایران، فرهنگ نمادها و افسانه ها و اساطیر و تاریخ موسیقی نیز در اولین شماره این فصلنامه آمده است. آرش حجازی سردبیر و محسن شهرابی دبیر تحریریه جشن کتاب هستند.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...