کتاب‌های «ادبیات کودک / هنر یا پداگوژی؟» و «مطالعات ادبیات کودک / راهنمای روش پژوهش» توسط انتشارات مدرسه منتشر شد.

ادبیات کودک / هنر یا پداگوژی؟» و «مطالعات ادبیات کودک / راهنمای روش پژوهش

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «ادبیات کودک / هنر یا پداگوژی؟» و «مطالعات ادبیات کودک / راهنمای روش پژوهش» عنوان دو کتاب نظری است که انتشارات مدرسه در قالب مجموعه‌ای به دبیری مرتضی خسرونژاد که با مشورت پروفسور پیتر هانت استاد دانشگاه کاردیف انگلستان برگزیده شده، منتشر و روانه بازار نشر کرده است.

«هنر یا پداگوژی؟» و «راهنمای روش پژوهش» به ترتیب نوشته توربن واینرایش با ترجمه‌ای از فریده یوسفی و جمعی از نویسندگان به ترجمه محبوبه فرهنگی با هدف فراهم‌آوردن زمینه گفت‌وگو میان پژوهش‌گران، منتقدان و صاحب‌نظران ادبیات کودک ایران و جهان و همچنین جهت پاسخگویی به نیاز دانشجویان ارشد و دکتری دانشگاه‌های کشور منتشر و روانه بازار نشر شده است. در پشت جلد کتاب «هنر یا پداگوژی؟»آمده است: «کتاب ادبیات کودک: هنر یا پداگوژی؟ گزارش جامعی درباره ی ویژگی‌های ادبیات کودک است که تحقیق‌های چند دهه را در بر می‌گیرد، و رابطه‌ی بین نویسنده و اثر و نیز اثر و خواننده را می‌کاود. مؤلف با بررسی بافت اجتماعی، تربیتی، و زیبا شناسی ادبیات کودک نتیجه می‌گیرد که با وجود آنکه به نظر می‌رسد هنر و پداگوژی شباهتی به هم ندارند، میان آنها جدایی نیست و ضرورتاً متضاد یکدیگر نیستند.»

در پشت جلد کتاب «راهنمای روش پژوهش» آمده است: «حوزه پژوهش ادبیات کودک به سرعت در حال رشد است و دانشجویان و محققان این حوزه با چالش‌های پژوهشی گوناگونی روبه‌رو هستند. راهنمای حاضر نخستین کتابی است که به شکل پیچیدگی‌هایی پژوهش در ادبیات کودک در سطح دانشگاهی می‌پردازد و با گردآوری تجربه‌های محققان مطرح بین‌المللی، بحث‌های دقیق و کامل درباره روش‌های نقد ارائه می‌کند.»

بنابراین گزارش؛ این دو کتاب از مجموعه بیست جلدی پروژه «مرکز مطالعات ادبیات کودک» دانشگاه شیراز است. در این پروژه استاد مرتضی خسرونژاد (دبیر مجموعه) و استاد فریده پورگیو از طریق مشورت با پیتر هانت بیست کتاب مهم در حوزه نظری ادبیات کودک در دنیا را برگزیدند تا به فارسی ترجمه شوند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...