هیات داوران جایزه ادبی «هانس کریستین اندرسون» امسال «جی. کی. رولینگ» نویسنده مجموعه داستانهای «هری پاتر» را شایسته دریافت این جایزه اعلام کرد.

به گزارش فارس به نقل از آسوشیتدپرس، «رولینگ» خالق داستان‌های هری پاتر در حقیقت اولین نویسنده‌ای است که موفق به دریافت جایزه نقدی نخستین دوره از جایزه ادبی «کریستین اندرسون» می‌شود.

جایزه ادبی «هانس کریستین اندرسون» امسال نخستین دوره خود را به منظور معرفی نویسندگان برتر حوزه ادبیات برگزار می‌کند. این دومین جایزه ادبی است که در کشور دانمارک با نام «هانس کریستین اندرسون» نامگذاری می‌شود.

هدف از برگزاری این جایزه از سوی کشور دانمارک انتخاب و معرفی نویسندگانی است که سبک نوشتاری آنها نزدیک به سبک «اندرسون» است و شخصیت‌هایی مشابه شخصیت‌های داستانی او خلق می‌کند.

«
جی. کی. رولینگ» این جایزه را روز سه شنبه نوزدهم اکتبر سال جاری در کشور دانمارک از سوی رئیس هیات داورن جایزه ادبی «کریسیتن اندرسون» دریافت کرد. این جایزه به صورت نقدی و با ارزش 93 هزار دلار به این نویسنده انگلیسی اهدا شد.

از «
جی. کی. رولینگ» تا امروز آثار متعددی به زبان‌های مختلف منتشر شده است. تنها 400 میلیون نسخه از مجموعه 7 داستان دنباله‌دار وی به زبان‌های مختلف در کشورهای مختلف آمریکایی، اروپایی و آسیایی منتشر و روانه بازار کتاب شده است.

جایزه ادبی «هانس کریستن اندرسون» قرار است هر سال آثار منتشر شده نویسندگان در حوزه‌های ادبی را داوری و برترین آنها را به جامعه مخاطبان معرفی کند.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...