جایزه ادبی ۱۰ هزار پوندی «گلداسمیت»[Goldsmiths Prize] در سال ۲۰۲۳ به بنجامین مایرز [Benjamin Myers] برای اثر چندوجهی «کادی» [Cuddy] تعلق گرفت.

بنجامین مایرز [Benjamin Myers] کادی» [Cuddy]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، رمان «کادی» شعر، نثر، نمایشنامه، خاطرات روزانه و گزارش‌های تاریخی واقعی را در بازگویی داستان سنت کوتبرت و ارتباط او با کلیسای جامع دورهام در هم می‌آمیزد.

مایرز به عنوان برنده، جایزه نقدی ۱۰ هزار پوندی دریافت خواهد کرد.

رمان «کادی» در چهار بخش با پیش‌درآمد نوشته شده است و بخش‌های اصلی شامل سال‌های ۹۹۵ تا ۲۰۱۹ می‌شود و هر داستان مربوط به کلیسای جامع دورهام است که در سال ۱۰۹۳ تأسیس شد و معبد کوتبرت را در خود جای داده است.

«مایرز» در سال ۱۹۷۶ در دورهام به دنیا آمد و نگارش ۱۲ عنوان کتاب از جمله رمان «چوبه دار» را در کارنامه دارد که برنده جایزه والتر اسکات برای داستان‌های تاریخی شد.

سال گذشته اثر مشترک دو نویسنده که نگارش آن ۱۰ سال زمان برده بود، به عنوان اثر برگزیده این جایزه معرفی شد و برای نخستین‌بار در تاریخ این جایزه ادبی «دیگو گارسیا» نوشته مشترک «ناتاشا سوبرامانین» و «لوک ویلیامز» به عنوان برنده انتخاب شد.

جایزه کتاب گلداسمیت از سال ۱۹۹۳ به یک کتاب منتشرشده در ایالات متحده تعلق می‌گیرد که به صورت همزمان به بررسی رسانه، سیاست و سیاست عمومی پرداخته است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...