«ایوب» [Hiob: Roman eines einfachen Mannes] نوشته یوزف روت [joseph roth] با ترجمه محمد همتی منتشر شد.

ایوب» [Hiob: Roman eines einfachen Mannes] نوشته یوزف روت [joseph roth]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۱۹۸ صفحه قطع رقعی با جلد شومیز و با قیمت ۷۰ هزار تومان در نشر نو راهی بازار کتاب شده است.

در معرفی ناشر از این کتاب می‌خوانیم: چرا زندگی بشر همواره قرین با رنج است؟ آیا حکمتی در این رنج‌ها نهفته است؟ این پرسش‌ همواره ذهن بشر را به خود مشغول داشته است. فلسفه جست‌وجو کرده و گاه پرسش‌های دیگری نیز افزوده است و ادیان هریک پاسخی در آستین داشته‌اند. ادبیات نیز در این میان راه خود را رفته و «ایوب» رمان ستایش‌شده یوزف روت از آن جمله است.

«ایوب» را می‌توان اودیسه‌ای نامید که از ده‌کوره‌ای یهودی‌نشین در شرق اروپا آغاز می‌شود و به دنیای آن‌سوی آب‌ها، به امریکای سکولار می‌رسد. در پایان، نه دنیا همان دنیای آغاز رمان است و نه مندل سینگر همان مکتب‌دار ساده.

«ایوب» علاوه بر تمام همتایان معاصرش که حکمت رنج‌های بشری را دستمایه قرار داده‌اند، ازجمله «محاکمه» اثر کافکا، از منظر تاریخی نیز اسلافی دارد: از «کتاب ایوب» تا «ایوبِ» یوزف روت و بلکه راهی از این هم درازتر. حتی در میان متون نزدیک به «کتاب ایوبِ» عهد عتیق ما «وصیت ایوب» را داریم که ادامه داستان ایوب است. می‌توان سرآغاز این رنجنامه‌نویسی را حتی به صدها و هزارها سال پیش از «کتاب ایوب»، به زمانی برد که نه «زمین عوص» بود و نه «مردی ایوب‌نام»، حتی به آن نخستین مویۀ زنی در جست‌وجوی حکمت مرگ فرزندش.

یوزف روت که خود از یهودیان شرق اروپا بوده است، در مقاله بلندی، گزارش کاملی از اوضاع زندگی یهودیان شرق اروپا می‌دهد. روت شرق اروپا را شرقِ دنیای غرب می‌دانسته است، نیمه نادیده‌مانده و بلکه تحقیرشده فرهنگ غرب که نیمه دیگر برایش لطیفه می‌سازد. به همین دلیل مخاطب «ایوب» خوانندگانی هستند که درد را، عظمت انسان را و آلودگی‌ای را که همه‌جا ملازم رنج است محترم می‌شمرند: آن دسته از مردمان که به دُشک‌های تمیزشان نمی‌نازند، آنها که احساس می‌کنند شرقْ ارمغان‌های بسیاری برایشان دارد و می‌دانند شرقْ خاستگاه انسان‌ها و افکار بزرگ و مفیدی است که به شکل‌گیری و بسط تمدن غرب یاری رسانده‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...