کتاب «شب آتش»  نوشته [La nuit de feu] اریک امانوئل اشمیت  توسط انتشارات کتابستان منتشر شد.

شب آتش [La nuit de feu] اریک امانوئل اشمیت

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، اریک امانوئل اشمیت نویسنده‌ی شهیر فرانسوی بیشتر شهرت خود را مدیون نمایش‌نامه‌های سوررئال خود است و البته می‌توان آثار داستانی او را نیز همسنگ دیگر آثارش دانست.

رمان «زمانی که یک اثر هنری بودم» بارها در زبان فارسی به چاپ رسیده است. رمان «اولیس در بغداد» هم که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد شهرتی عالم‌گیر یافت.

اریک دکترای فلسفه‌اش را از دانشگاه سوربن گرفته است و نگاهی معناگرایانه در آثار او به چشم می‌آید. همان‌گونه که خودش می‌گوید در سفری که به صحرای هقار داشته، نوعی تجربه معنوی را پشت سر گذاشته که او را به شکل جدی‌تری در مسیر نویسندگی قرار داده است. این سفری معنوی به نوعی در کتاب «شب آتش» بازتاب یافته است. کتابی که این روزها به دست «وحیده نعیم‌آبادی» ترجمه شده است و آن‌گونه که مترجم در یادداشت ابتدای کتابش گفته: «این کار بارها من را به وجد آورد و بیش از آن اشک از چشمانم جاری کرد.»

ترجمه کتاب از متن اصلی و از زبان فرانسه برگردان شده است و مترجم توان خود را برای برگردانی وفادارانه و گرم به کار بسته است و نتیجه رضایت‌بخش است.

شب آتش ما را به سفری پرماجرا در صحرای آفریقا می‌برد. سفری که در آغاز با فردی ملحد شروع می‌شود و در ادامه در مسیر تعالی قرار می‌گیرد.

این روزها کتاب شب آتش در ۲۱۲ صفحه از سوی انتشارات کتابستان معرفت و با قیمت ۳۲ هزار تومان وارد بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...