سه کتاب داستان و رمان ایرانی در فهرست منتخبین امسال جشنواره ادبی FICEP در فرانسه حضور دارند.

گراف گربه هادی تقی زاده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، جشنواره ادبی FICEP مثل روال گذشته امسال نیز با حضور آثاری متفاوت از کشورهای مختلف، از ۲۴ سپتامبر آغاز شده و تا ۳ اکتبر در شهر پاریس برگزار می‌شود.

دفتر رایزنی فرهنگی ایران در فرانسه هرسال، هماهنگی‌های این جشنواره را با شهرداری پاریس برقرار کرده و نقش بزرگی در این رویداد معتبر ادبی داشته است.

در برگزاری امسال این فستیوال ادبی که بر ترجمه آثار ادبی حوزه رمان و داستان کوتاه از زبان‌های دیگر به زبان فرانسه تمرکز دارد، ۳ اثر از ادبیات داستانی ایران حضور پیدا کرده و در فهرست آثار منتخب قرار گرفته‌اند.

رمان «بار دگر شهری که دوستش می‌داشتم» از نادر ابراهیمی با ترجمه مهرناز کرانی، کتاب «گراف گربه» در ژانر فانتزی اجتماعی از هادی تقی زاده با ترجمه میترا فرزاد و رمان «او را دیدم زیبا شدم» از شیوا ارسطویی با ترجمه زینب گلستانی و ویراست دانیال بسنج، سه‌کتاب ایرانی حاضر در این رویداد هستند که هر سه اثر بین سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۱ توسط انتشارات شمع و مه منتشر شده‌اند.

در سال‌های گذشته، نحوه متفاوت برگزاری این جشنواره جذابیت مضاعفی به آن داده است. در این برنامه‌ها به هر کتاب برگزیده برای معرفی یک محل تاریخی و فرهنگی در شهر پاریس اختصاص داده می‌شد که هم اثر ادبی و هم آن مکان تاریخی در قالب یک‌برنامه معرفی شوند.

به‌دلیل شیوع بیماری کرونا امسال این برنامه به‌صورت مجازی برگزار می‌شود که برنامه معرفی آثار ایران با حضور مترجمین‌شان در شبکه زوم به‌طور زنده پخش و در دسترس مخاطبان خواهد بود.

................ هر روز با کتاب ...............

قدرت در هر زمان و مکان نقاب‌هایی مسخ‌شده از چهره‌ی دین می‌سازد و آن را به‌عنوان دین عرضه می‌کند تا ستم خویش را مشروع جلوه دهد... نشان می‌دهد که خوانش ایدئولوژیک از حاکمیت چگونه بر دیدگاه اسلام‌گرایانی همچون ابوالاعلی مودودی و سید قطب تاثیر گذاشته است... بسیاری از حاکمان از شعار «اطاعت از اولی‌الامر» استفاده می‌کنند و افراد جامعه را سرکوب و آزادی آن‌ها را سلب می‌کنند... معترضان از عثمان خواستند که ترک حکومت کند، اما او نپذیرفت و به‌جای حل اعتراضات از طریق دموکراتیک دست به خشونت زد ...
انسان را به نظاره‌ی شاعرانه‌ی اشیا در درونی‌ترین زندگی آنها می‌برد... اراده‌ی خدا را جانشین اراده‌ی خویش می‌کند، و به همین سبب، استقلال مطلق در برابر خلق و وارستگی در برابر اشیا پیدا می‌کند؛ دیگر خلق و اشیا را برای خودشان دوست می‌دارد؛ همان‌گونه که خدا آنها را دوست می‌دارد... انسان به عنوان آفریده‌ی عشق مرکز آزادی است و مغرورانه در برابر خدا و سراسر جهان هستی می‌ایستد. عمق درون او را تنها خدا می‌تواند بخواند! ...
گراس برای تک‌تک سال‌های یک قرن، داستانی به وجود آورده است... از اتفاقات بزرگ و گاه رویدادهای به نظر بی‌اهمیت تا تحولات فنی و اکتشافات علم و تکنولوژی، خودبزرگ‌بینی انسان‌ها، شکنجه و کشتار و در نهایت، شروع‌های دوباره... طوری به جنگ جهانی نگاه می‌کنند که انگار دارند درباره یک بازی فوتبال حرف می‌زنند...دلسردی چپ‌ها از تئودور آدورنو، تیراندازی به رودی دوچکه، محرک جنبش دانشجویی آلمان، ملاقات پل سلان و مارتین هایدگر ...
اکنون می‌توانند در زندگی زمینی خود تأمل کنند، گناهان و خطاهای خود را خود داوری کنند... نخست غرور است و حسد و خشم؛ در پی آنها تنبلی، خست، شکم‌پرستی و شهوت‌رانی... خدا دل‌هایی را که میان خود برادرند برکت می‌دهد. این راز ارواح است که زندگی آنها عین زندگی خداست... رفیق نوش‌خواری‌ها و سرگردانی‌های خود را ملاقات می‌کند. هردو، خوشحال از بازیافتن یکدیگر، از گذشته‌ی مشترک خود یاد می‌کنند ...
نابرابری به فلسفه سیاسی ربط پیدا می‌کند و فلسفه سیاسی هم با نهادها سروکار دارد. به تعبیر دیگر، مخاطب اسکنلن نهادها هستند و در میان نهادها مهم‌ترین آن دولت است... نابرابری‌های مبتنی بر نظام‌ کاستی، نژاد، یا جنسیت و ایجاد تفاوت‌های تحقیرآمیز در منزلت ... اگر رسانه‌های عمومی دراختیار عده قلیلی باشد، به این عده میزان کنترل غیرقابل‌قبولی اعطا می‌کند... ثروتمندان بیشتر از دیگران می‌توانند مناصب سیاسی را به دست آورند و بیشتر می‌توانند روی صاحب‌منصبان تاثیر بگذارند ...