مدیرعامل موسسه خانه کتاب با اشاره به انصراف چند نفر از نامزدهای دریافت جایزه جلال آل‌احمد از گردونه داوری این جایزه ادبی بر داوری همه آثار در بخش نهایی تاکید کرد.

 مدیرعامل موسسه برگزارکننده این جایزه ادبی جلال آل احمد
در گفتگو با مهر با اشاره به روند داوری آثار راهیافته به مرحله نهایی آن گفت: در حال حاضر داوران سرگرم ارزیابی همه آثار راهیافته به مرحله نهایی در همه بخشهای جایزه جلال آل احمد هستند و نهایتاً تا دو هفته دیگر نظرشان را به هیئت علمی اعلام کنند.

علی شجاعی صائین درباره انصراف چند تن از نویسندگانی که آثارشان به مرحله نهایی دومین دوره این جایزه راهیافته افزود: داوران ما در درجه اول نگاهشان به کتاب است و فارغ از این مسائل آثار را بررسی می‌کنند. ضمن اینکه دبیرخانه جایزه بنا ندارد از نویسندگان بپرسد که مایل هستند اثرشان در جایزه داوری شود یا خیر؟

شجاعی در عین حال اضافه کرد: البته پدیدآورندگان آثار هم صاحب این اختیار هستند که اعلام انصراف کنند و بگویند نمی‌خواهیم اثرمان در جایزه بماند.

این مقام مسئول در برگزاری جایزه جلال تاکید کرد: اینگونه مسائل موارد تازه‌ای نیست اما مسئله این است که ما صرفاً بر کتاب نظارت داریم و اگر هم احیاناً کتابی از این دست برگزیده شد طبیعتاً با پدیدآورنده آن مشورت می‌کنیم و اگر تمایل نداشته باشد می‌تواند جایزه را دریافت نکند.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...