برندگان جایزه ملی حلقه منتقدان کتاب آمریکا اعلام شد و رمان «آهنگ‌های عاشقانه دابلیو. ئی. بی. دیو بویس» [The Love Songs of W.E.B. Du Bois] که اثری حماسی درباره نژادپرستی، انعطاف‌پذیری و هویت است، جایزه بهترین اثر داستانی را از رویداد سالانه حلقه ملی منتقدان کتاب دریافت کرد.

آهنگ‌های عاشقانه دابلیو. ئی. بی. دیو بویس» [The Love Songs of W.E.B. Du Bois]  آنوره فانون جفرز [Honorée Fanonne Jeffers]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، جایزه ملی حلقه منتقدان کتاب آمریکا به صورت آنلاین اعلام شد و رمان آهنگ‌های عاشقانه دابلیو. ئی. بی. دیو بویس نوشته آنوره فانون جفرز [Honorée Fanonne Jeffers] که اثری حماسی درباره نژادپرستی، انعطاف‌پذیری و هویت است، جایزه بهترین اثر داستانی را از رویداد سالانه حلقه ملی منتقدان کتاب دریافت کرد.

مجموعه داستان کوتاه با عنوان بعد از مهمانی‌ها نوشته آنتونی ویزنا که به زندگی آمریکایی‌های کامبوجیایی در کالیفرنیا می‌پردازد، برنده جایزه بهترین کتاب اول یک نویسنده شد.

مجموعه فرانک: غزل اثر دایان سئوس جایزه بخش شعر را دریافت کرد، ملیسا فبوس برنده جایزه بهترین نقد ادبی برای اثر دخترانگی شد و جرمی آترتون لین برای کتاب چرا ما بیرون رفتیم؟ برنده بهترین اثر خودزندگی‌نامه شد.

جایزه بهترین کتاب زندگی‌نامه به ربکا دونر برای کتاب همه سختی‌های مکرر روزهای ما رسید این داستان روایتی از یک زن آمریکایی در قلب مقاومت آلمان در برابر هیتلر است.

نخستین جایزه دستاورد تونی موریسون که در سال ۲۰۲۱ و برای قدردانی از نهادهایی که فرهنگ کتاب را شکل داده‌اند، به بنیاد غار کانم Cave Canem اعطا شد، این مرکز نویسندگانی است که به پرورش حرفه‌ای شاعران و نویسندگان مشهور سیاه‌پوست کمک کرده است.

جایزه ملی حلقه منتقدان کتاب در کنار جوایز ملی کتاب آمریکا و جایزه پولیتزر، از معتبرترین جوایز ادبی در ایالات متحده است.

حلقه ملی منتقدان کتاب که در سال ۱۹۷۴ تأسیس شد، متشکل از بیش از ۶۰۰ منتقد ادبی و ویراستار نقد کتاب از سراسر آمریکا است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...