جلد دوم از مجموعه داستان‌های شاهنامه با عنوان «داغ سهراب؛ سوگ سیاوش» به روایت علی نیکویی منتشر شد.

داغ سهراب؛ سوگ سیاوش علی نیکویی

به گزارش کتاب نیوز، دکتر علی نیکویی در مجموعه‌ی «داستان داستان‌ها» تلاش کرده است تا داستا‌ن‌های شاهنامه‌ی فردوسی را به ترتیب سرایش برای مخاطب روایت کند. تا کنون دو جلد از این مجموعه منتشر شده است و در جلد دوم این مجموعه 74 داستان از تولد سهراب تا تاجگذاری کیخسرو روایت شده است.

پیش از این در جلد اول این مجموعه با عنوان «آفرینش رستم» به 60 داستان از پادشاهی کیومرث تا دوران کی‌کاووس پرداخته شده بود.

علی نیکویی متولد 1360 تهران و دارای دکترای پژوهش‌هنر و کارشناسی‌ارشد تاریخ ایران‌باستان است. «۲۰ داستان از تاریخ ایران»، «کتیبه‌ی بیستون» و «کوروش شاهنشاه هخامنشی» از دیگر آثار او هستند.

برخی از عناوین داستان‌های این کتاب عبارت است از: تهمینه، هجیر، گردآفرید، گژدهم، اعدام‌رستم، درفش‌اژدها، پهلوان‌چینی، سام‌سوار، نوش‌دارو، گور‌دخمه، نتیجه‌ی‌گرسیوز، سیاوخش، سودابه، هیربد، دیوزاد، آزمون‌آتش، افراسیاب، روزگار‌فریدون، صد‌گروگان، بهرام، پیران، گنگ، چوگان، کمان‌ایرانی، جریره، فرنگیس، سیاوش‌گرد، گروی‌و‌دمور، گرسیوز، کیخسرو، گلشهر، فرامرز، سرخه، شبرنگ‌و‌اهریمن، کلباد، گلزریون.

در بخشی از این کتاب آمده است:

«گردآفرید در همان حال شمشیری از میان برکشید و با ضربتی نیزه سهراب را به دونیم کرد. دختر دانست که توان نبرد با سهراب را ندارد پس اسبش را به سوی دژ تازاند؛ سهراب که از جنگآوری گردآفرید و رهاشدنش از مرگ خشمگین بود درحالیکه فریاد می‌کشید اسبش را پشت دختر ایران دواند تا مگر دستش بدو برسد و جان وی را بستاند. پس ضربه‌ای به سر پهلوان ایران زد، اما چنان کاری نبود که صدمه‌ای به دختر ایران رسد؛ ولی کلاهخود گردآفرید از سرش افتاد و موهای زیبای او رها در باد شد و روی چون خورشید او نمایان شد.
سهراب فهمید که آن جنگ‌آور دختر است...»

شایان ذکر است که هم اکنون داستا‌ن‌های جلد اول این مجموعه در برنامه‌ی کشور شاهنامه (راه‌شبِ یکشنبه شب‌ها) در رادیو ایران با صدای نویسنده اجرا و ارائه می‌شود.

کتاب «داغ سهراب؛ سوگ سیاوش» در 230 صفحه و با قیمت 220هزار تومان توسط انتشارات میراث اهل قلم عرضه شده است.

جلد دوم از داستان‌های شاهنامه را از اینجا می‌توانید تهیه کنید:

خرید داستان‌های شاهنامه جلد یکم: آفرینش رستم

................ هر روز با کتاب ................

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...