این کتاب ترکیبی از «آلیس در سرزمین عجایب»، «دن کیشوت»، و «کشتن مرغ مینا» است زیرا داستان دخترکی را روایت می‌کند که در روز تولدش در ماجراجویی عجیبی در جستجوی درخت آرزوست و درمی‌یابد انسان باید آرزوهایش را با مهربانی و لحاظ کردن زندگی دیگران برگزیند. فاکنر این کتاب را برای ویکتوریا فرانکلین، دختر معشوقه‌اش در کودکی نوشت. فاکنر امیدوار بود مادر ویکتوریا زندگی زناشویی‌اش را رها کند و با او ازدواج کند که البته این اتفاق چند سال بعد و شاید به دلیل نوشتن این کتاب توسط فاکنر رخ داد!

سحر حسابی

به گزارش لیت‌هاب، هفته گذشته انتشارات دانشگاه دوک بار دیگر کتاب کودکِ جیمز بالدوین تحت عنوان «مرد کوچک، مرد کوچک» را وارد بازار کرد. جیمز بالدوین هم مثل بسیاری دیگر از نویسندگان بزرگ دنیا، کتاب کودک نوشته است.
 
علاقه‌مندان حوزه کتاب اغلب از آثار کودک نویسندگانی چون تی. اس. الیوت، تونی موریسون، ایان فلمینگ، و حتی مارک تواین اطلاع دارند زیرا این آثار بارها در بازار کتاب دنیا تجدید چاپ شده‌اند و موردتوجه قرار گرفته‌اند اما نویسندگان دیگری هستند که هیچ‌کس نمی‌داند کتابی برای کودکان نوشته‌اند. به بهانه چاپ کتابِ جیمز بالدوین تصمیم گرفتیم نگاهی به نویسندگان مهمی بیندازیم که اثری در حوزه کتابِ کودک هم نوشته‌اند:
 
لنگستون هیوز: «اولین کتاب جاز»
سال 1995 بود که لنگستون هیوز، مهم‌ترین شاعر جنبش هارلم کتابی برای توصیف موسیقی جاز برای کودکان نوشت و منتشر کرد. اولین کتابی که درباره این موضوع با کودکان سخن می‌گفت. «اولین کتاب جاز» اثری قابل‌دفاع درباره تاریخچه موسیقی جاز است و توضیح اصطلاحات این نوع موسیقی در کتاب هیوز مورد توجه قرار گرفته بود.
 
اومبرتو اکو: «سه فضانورد»
اکو و یوجینیو کارمی سه کتاب کودک با همکاری یکدیگر به نگارش درآورده‌اند و «سه فضانورد» دومین کتابی است که با هم نوشته‌اند. در این داستان سه فضانورد از سه قاره مختلف-آمریکا، روسیه، و چین افرادی را به مریخ می‌فرستند. در این داستان به موضوعاتی چون کشف فضا، صلح جهانی، تحمل یکدیگر، و علاقه همه کودکان به مادرانشان پرداخته می‌شود.
 
سیلویا پلات: «کتاب تختخواب»
سیلویا پلات، شاعر آمریکایی در دنیای ادبیات محبوبیت فراوانی دارد. همه درباره ازدواج ناموفق او حرف می‌زنند، درباره تأثیرات او در ادبیات بحث می‌کنند و زندگی و شخصی اش را مورد ارزیابی قرار می‌دهند. اما همان قدر که بر شکست عشقی‌اش در زندگی زناشویی، خودکشی، و اشعار زیبایش سخن می‌گوییم به داستان‌هایش در حوزه کتاب کودک بی‌توجهی می‌کنیم. «لباسی که نشان می‌دهد هیچ‌چیز مهم نیست» و «کتاب تختخواب» دو کتابی هستند که نویسنده آمریکایی برای کودکان نوشته است. اولی در سال 1966 و دیگری در سال 1976 و پس از مرگش منتشر شد.

 
ویلیام فاکنر: «درخت آرزو»
ویلیام فاکنر فقط یک کتاب کودک نگاشته است اما ماریا پاپوا، بلاگر معروف معتقد است این کتاب ترکیبی از «آلیس در سرزمین عجایب»، «دن کیشوت»، و «کشتن مرغ مینا» است زیرا داستان دخترکی را روایت می‌کند که در روز تولدش در ماجراجویی عجیبی در جستجوی درخت آرزوست و درمی‌یابد انسان باید آرزوهایش را با مهربانی و لحاظ کردن زندگی دیگران برگزیند. فاکنر این کتاب را برای ویکتوریا فرانکلین، دختر معشوقه‌اش در کودکی نوشت. فاکنر امیدوار بود مادر ویکتوریا زندگی زناشویی‌اش را رها کند و با او ازدواج کند که البته این اتفاق چند سال بعد و شاید به دلیل نوشتن این کتاب توسط فاکنر رخ داد!
 
جیمز جویس: «گربه و شیطان»
جیمز جویس بیشتر با داستان «اولیس» در دنیا شناخته می‌شود اما داستانی کودکانه تحت عنوان «گربه و شیطان» دارد که طی نامه‌ای برای نوه پسری‌اش نوشته بود. این داستان اولین بار در سال 1957 به همراه دیگر نامه‌های جویس منتشر شد اما در سال 1964 به صورت جداگانه و تحت عنوان کتاب کودک وارد بازار کتاب شد. داستان شیطان و پُلی که برای عبور دیگران از دنیا به آخرت ساخته است و به شرط اینکه دیگران پس از عبور از پل روحشان را به او بفروشند اجازه می‌دهد پا بر روی آن بگذارند. شهردار شهر به گربه‌ای کلک می‌زند تا اولین موجودی باشد که این اتفاق را تجربه می‌کند.

در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...
می‌خواهد حقوقِ ازدست‌رفته همسرش را به دست آورد، اما برای اثباتِ قابلیتهای خودش و به‌دست‌آوردن مال و جاه به صغیر و کبیر رحم نمی‌کند و دیگران در نظرش در حکم ابزارند... چشم‌انداز من بیشتر متوجه تداوم ادبیاتِ نیاکان بوده و هست... اصل را بر شناخت بگذاریم... اجازه بدهید به‌جای لفظ‌های آزادی و دموکراسی که فرصتِ فهمِ آن به ما داده نشده، بگویم قانون... ملتی که از خودش تهی شود دیگر ارجی نخواهد داشت و بیش از آنکه تا اکنون لِه شده‌ایم لِه خواهیم شد ...
موسیقی زنگ‌دار و پرسروصدا و آشفته و مقطعِ «انسانِ طبیعت/ انسانِ تاریخ» را بر زمینه‌ی سکوت در بیابان/ تمنا به گوش می‌رسانند... دستگاه مستبدانه‌ی خشن با تقسیم‌کردن سرزمین، برخلاف انتظار، مردم را از سرزمین محروم می‌کند و چرخه‌ی وام تمام‌ناشدنی را آغاز می‌کند و اودیپ را ممکن می‌سازد... پس از نقد «خانواده‌ی مقدس» و پنج مغالطه‌ی روانکاوی، مبادرت به تبارشناسی همزمان اودیپ و دولت لازم می‌آید ...