سه‌عنوان از کتاب‌های طوطی توسط انتشارات لامالتا در اسپانیا ترجمه و چاپ شدند.

چتری با پروانه‌های سفید»، «تو یک جهانگردی» و «جنگل برای همه

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «چتری با پروانه‌های سفید»، «تو یک جهانگردی» و «جنگل برای همه» سه‌عنوان از کتاب‌های طوطی (واحد کودک و نوجوان انتشارات فاطمی) با واگذاری حق انتشار، به‌تازگی توسط انتشارات لامالتا در اسپانیا ترجمه و چاپ شده‌اند.

این‌سه کتاب توسط لارنس شیمل برای کودکان اسپانیایی‌زبان ترجمه شده‌اند.

«چتری با پروانه‌های سفید» نوشته‌ فرهاد حسن‌زاده روایت‌گر سه‌داستان موازی است که به‌هم گره خورده‌اند. غزاله بیگدلو تصویرگر این کتاب است که به دوسالانه‌ تصویرگری براتیسلاوا راه یافته و از سوی دوسالانه‌ی نشان شیرازه تقدیر شده است. چتری با پروانه‌های سفید که حق نشر آن به زبان چینی و کره‌ای نیز فروخته شده، برگزیده‌ شورای کتاب کودک است و به فهرست‌های لاک‌پشت پرنده و رشد نیز راه یافته است.

«تو یک جهانگردی» داستان یک برادر و خواهر است که با آتش جنگ و ویرانی روبه‌رو شده‌اند و حالا تصمیم گرفته‌اند از شهر و دیار خود مهاجرات کنند. شهرزاد شهرجردی آن‌ها را به جهانگرد تشبیه کرده است که در مسیر سفر سختی‌های زیادی برایشان پیش می‌آید اما از تصمیم خود دست نمی‌کشند. این کتاب با تصویرگری غزل فتح‌الهی سال گذشته به کاتالوگ تصویرگری قلم طلایی بلگراد راه یافت. حق نشر این کتاب به زبان هلندی نیز فروخته شده است.

«جنگل برای همه» هم با روایت داستانی تصویری و بدون کلام به اهمیت حفظ محیط‌زیست و ارتباط دوستانه با حیوانات می‌پردازد. این‌کتاب ترکیبی است از هنر داستان‌نویسی، تصویرگری، اُریگامی و عکاسی. نازنین عباسی تصویرگر این کتاب است که از سوی داوران فهرست لاک‌پشت پرنده، ۶ لاک‌پشت دریافت کرده است. علیرضا علاءالدینی کار طراحی و ساخت اُریگامی‌ها را انجام داده و بهداد شیرمحمدی عکاس کتاب است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...