مراسم اختتامیه چهارمین دوره جایزه ادبی شهید اندرزگو در سالن سوره حوزه هنری انقلاب اسلامی، با معرفی برگزیدگان به کار خود پایان داد.

ماه و بلوط

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، در این مراسم، با حضور گلعلی بابایی، علی‌محمد مودب شاعر و مدیرعامل موسسه شهرستان ادب، از محمدمهدی موسوی برگزیده بخش ویژه این دوره از جایزه اندرزگو، جایزه ویراستار برتر، تقدیر شد. محمدمهدی موسوی برای ویرایش کتاب «اعدامی‌ها» از نشر روزنامه ایران، موفق به دریافت این جایزه شد.

برگزیدگان داستان کوتاه و رمان نوجوان
در این بخش سمیه سلیمانی برای کتاب «فرار ماردوش» از چاپ و نشر بین الملل حائز رتبه سوم، طاهره مشایخ برای کتاب «سلفی با میرزا» از انتشارات مهرک حائز رتبه دوم، و هادی حکیمیان برای کتاب «اسپاگتی با سس قرمز» از انتشارات معارف، حائز رتبه برتر شدند.

برگزیدگان داستان بلند و بزرگسال
در این بخش سید میثم موسویان برای کتاب «گعده‌های دور آتش» از انتشارات کتاب‌نما حائز رتبه سوم، زکیه عباسی برای کتاب «پرواز مسکو» از انتشارات سوره مهر و نوید ظریف کریمی برای کتاب «باغ خونی» از انتشارات ستاره‌ها به صورت مشترک حائز رتبه دوم، و محسن مؤمنی شریف برای کتاب «ماه و بلوط» از انتشارات سوره مهر حائز رتبه اول شدند.

برگزیدگان روایت مستند و تاریخ شفاهی
در این بخش فاطمه رحیمی برای کتاب «من ربانی شیرازی هستم» از انتشارات سوره مهر حائز رتبه سوم، هدایت‌الله بهبودی برای کتاب «از رضاخان تا رضاشاه» از انتشارات موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی و یعقوب توکلی برای کتاب «فهم زمانه» از انتشارات چاپ و نشر بین‌الملل به صورت مشترک حائز رتبه دوم، و جواد اسلامی برای کتاب «مبارزه به روایت شهید محمدصادق اسلامی» از انتشارات سرچشمه حائز رتبه اول شدند.

طبق اعلام هیئت علمی این جایزه، در بخش ادبیات نمایشی، هیچ کتابی موفق به نامزدی و دریافت عنوان رتبه برتر را نداشت.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...