کتابخانه‌های رایگان در بصره ابتکار جوانان عراقی برای تشویق به مطالعه و جبران آیین‌ها و سنت‌های معمول شب‌های رمضان در عراق است که تحت تاثیر ویروس کرونا کمرنگ شده است.

کتاب‌های رایگان در خیابان‌های بصره در شب‌های رمضان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، گروهی از جوانان بصره برای خواندن کتاب از اتاق‌های خانه‌هایشان به خیابان‌ها آمده و کتابخانه رایگانی را در کنار رودخانه شط‌العرب راه‌اندازی کرده‌اند تا علاوه بر تشویق عابران و عاشقان ادبیات به مطالعه، اندکی بتوانند خاطره روزهای سخت کرونا و قرنطینه را در شب‌های رمضان تعدیل و جبران کنند.

این کتابخانه رایگان شامل 2500 کتاب با موضوعات مختلف و متنوع است که توسط گروهی جوان موسوم به داوطلبان جوان بصره اداره می‌شود.

یاسین ثائر،17 ساله و یکی از گردانندگان این کتابخانه درباره انتخاب مکان این کتابخانه می‌گوید «من و دوستانم تصمیم به انتخاب این مکان گرفتیم؛ زیرا از طرفی نزدیک به مجسمه شاکر‌ السیاب، شاعر بزرگ عراقی نزدیک است و نیز جایی است که بیشتر دیدارها و ملاقات‌های خانوادگی و دوستانه صورت می‌گیرد.»

یک روز قبل از شروع ماه مبارک رمضان اجرای قانون محدودیت در رفت‌وآمد در عراق از ساعت 7 عصر تا 5 صبح و منع کامل عبور و مرور در روزهای جمعه و شنبه در طول این ماه الزامی و همین موضوع موجب شد اهالی بصره در عراق از بازار کتاب الفراهیدی که روزهای جمعه هر هفته میعادگاه کتاب‌دوستان، نویسندگان و شعرا بود محروم شوند.

حسن علی محمد، سی‌ساله در این باره می‌گوید: «کرونا بسیاری از رسوم و سنت‌های مخصوص ماه رمضان در عراق را با دشواری مواجه کرده و عراقی‌ها را مجبور کرده تا برنامه‌های ماه رمضان خود را با مقررات منع رفت‌و آمد در شهر تطبیق دهند.»

حمزه مهدی از ساکنان بصره درباره نیاز شدید عراقی‌ها به مطالعه و میزان اهمیت مطالعه کتاب می گوید و اشاره می‌کند: «این ابتکار عمل فوق‌العاده است؛ از این لحاظ که فرصتی برای مطالعه به ما جوان‌ها می‌دهد؛ حتی اگر آن فرصت 5 دقیقه باشد، بهتر از مکالمات بیهوده و پرسه‌زدن‌های بی‌هدف در خیابان‌ها است.»

به گفته او نمایش کتاب در خیابان‌ها و در مقابل دیدگاه مردم در مکان‌های عمومی تاثیر بسیاری در ترغیب آن‌ها به مطالعه و خرید کتاب دارد. خصوصا این‌که تعداد کتابخانه‌ها در بصره انگشت‌شمار هستند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...