از روز شنبه سی ام فروردین تا پنجشنبه چهارم اردیبهشت، شش داستان سینمایی در برنامه کتاب شب رادیو تهران با صدای بهروز رضوی بازخوانی می شود.

به گزارش ایسنا، محمدباقر رضایی- سردبیر برنامه «کتاب شب» رادیو تهران با اعلام این خبر درباره جزئیات این داستان ها یادآور شد: این داستانها، نطفههای اصلی فیلمنامههای مشهوری بودهاند که بر اساس آن ها، فیلم های ماندگاری در تاریخ سینمای جهان ساخته شده است.

وی گفت: مجموعهای از این داستانها را چندین سال قبل، زنده یاد جمشید ارجمند، جمع آوری و توسط انتشارات «روزنه کار» منتشر کرد.

شش داستان از این مجموعه، با انتخاب و تنظیم رادیویی محمدباقر رضایی- سردبیر کتاب شب و تهیه کنندگی رضا قربانی، برای پخش از این برنامه، ضبط و آماده شده و در اختیار واحد نظارت قرار گرفته است.

رضایی درباره جزییات این داستان ها و چگونگی پخش آن ها توضیح داد: داستان کوتاه «در بارانداز»، اثر باد شولبرگ شنبه سی ام فروردین ماه،  یکشنبه سی و یکم فروردین داستان کوتاه «طاغی بی آرمان» (یا شورش بی دلیل) اثر نیکلاس ری، دوشنبه یکم اردیبهشت داستان کوتاه «شرق بهشت»، اثر پل آزبرن، سه شنبه دوم اردیبهشت داستان کوتاه «گزارش زندگی کریستوفر بالستررو»  اثر مکسول اندرسون، چهارشنبه سوم اردیبهشت داستان کوتاه «شاهدی برای دادستان»، پنجشنبه چهارم اردیبهشت داستان کوتاه «گربه روی شیروانی داغ» به ترتیب بازخوانی میشوند.

کتاب شب درباره کتاب و کتاب خوانی است که در گروه اخلاق و زندگی شهروندی رادیو تهران تولید میشود.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...