به همراه انتشار «آشنایی با بورخس»، با ترجمه‌ی مهسا ملک‌مرزبان، مجموعه داستانی از گونترگراس منتشر می‌شود.

به گزارش ایسنا، ملک‌مرزبان داستان‌هایی از گونترگراس را از میان داستان‌های مختلف او گردآوری کرده و در مجموعه‌ داستانی منتشر خواهد کرد.

به گفته‌ی ملک‌مرزبان بیشتر داستان‌های این مجموعه تا کنون به فارسی ترجمه نشده‌اند.

گونتر گراس - داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس نام‌دار آلمانی و برنده‌ی نوبل ادبیات - در شانزدهم اکتبر 1927 در شهر دانزینگ متولد شد.

این نویسنده‌ را بویژه خوانندگان انگلیسی‌زبان، با رمان پرفروش «طبل حلبی» (1959) می‌شناسند، که از آثار برجسته‌ی رئالیسم در اروپا محسوب می‌شود. آثار او اغلب جهت‌گیری سیاسی دارند و خود از طرفداران فعال حزب سوسیال دموکرات آلمان بود.

گراس رمان کوتاه «موش و گربه» را در سال 1961 به چاپ رساند و در سال 1963 «سال‌های سگی» را به بازار کتاب معرفی کرد. سه رمان یادشده را «سه‌گانه‌ی دانزینگ» می‌شناسند، که هر سه به ظهور نازیسم پرداخته‌اند.

از او 18 کتاب به زبان انگلیسی ترجمه شده است، که از جمله‌ی آن‌ها به «پوست کندن پیاز» (2007)، «کشور من» (1999) و «دو کشور، یک ملت» (1990) می‌توان اشاره کرد.

گراس در سال 1999 جایزه‌ی نوبل ادبیات را کسب کرد و در سال 2002 با انتشار رمان «گام خرچنگ» بار دیگر به دنیای ادبیات بازگشت. این رمان کوتاه که شخصیت اصلی آن پیش‌تر در «موش و گربه» خلق شده بود، یکی از موفق‌ترین آثار این نویسنده در چند دهه فعالیت ادبی‌اش محسوب می‌شود.

از سوی دیگر«آشنایی با بورخس» از مجموعه‌ی آشنایی با نویسندگان با ترجمه‌ی ملک‌مرزبان درباره‌ی زندگی و آثار بورخس منتشر شده است.

پل استراترن نگارنده‌ی این اثر است که درباره‌ی جزئیات و مستندات، اولین روزهای تولد و رشد و نمو بورخس را در این اثر به نگارش درآورده است.

«داستان‌های واقعی از زندگی آمریکایی» شامل 170 داستان از نویسندگان مختلف است که توسط پل استر گردآوری شده است نیز با ترجمه‌ی ملک‌مرزبان چندی پیش منتشر شد «داستان‌های واقعی از زندگی آمریکایی» شامل 170 داستان از نویسندگان مختلف است که توسط پل استر گردآوری شده است. منتشر شد.

از دیگر آثار این مترجم به «کتاب خاطرات روزانه‌ی سیلویا پلات»، «امضا: کالوینو»، «بچه‌های‌مان به ما چه می‌آموزند؟» و «در جست وجوی حسن» (ترجمه‌ی مشترک با اسدالله امرایی) می‌توان اشاره کرد.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...