مجموعه‌داستان «نزدیک ظهیرالدوله» نوشته حسن فرامرز توسط انتشارات کوله‌پشتی منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، این کتاب دومین مجموعه‌داستانی است که از این داستان‌نویس چاپ می‌شود و ۱۲ داستان را شامل می‌شود. «آتش سرد»، «خواب‌های عصر»، «زنگار»، «کین‌خواهی»، «این دنیای روشن»، «نزدیک ظهیرالدوله»، «سقوط آسمان» و.. عناوین برخی از داستان‌های این کتاب هستند.

توجه به تنگناها و چنبره برخی رسوم و سنن معمولی بر زندگی برخی از مردم، از جمله موضوعاتی است که نویسنده در داستان‌های این کتاب مورد توجه قرار داده است. در داستان «نزدیک ظهیرالدوله»، خانم ترزا خدمتکار آقای شهرباف است. خانم ترزا، افتخار خود می‌داند که در خانه مشاهیر و بزرگان خدمت کرده و می‌کند. پروفسور شهرباف، گاهی با ترزا صحبت می‌کند و حال روایت عاشقانه‌اش را با انورالملوک به او می‌گوید؛ عشقی که نافرجام مانده است...

نگاهی که فرامرز داشته، خود را در رنگ و قالب‌های گوناگون بر نگاه و شیوه زندگی شخصیت‌های داستان‌های کتاب نشان می‌دهد که باعث می‌شود گاهی تا پایان عمر، ناچار به تحمل رنج تنهایی و فریب خوردگی باشند.

این کتاب با ۱۳۶ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۱۵ هزار تومان منتشر شده است.

قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...
می‌خواهد حقوقِ ازدست‌رفته همسرش را به دست آورد، اما برای اثباتِ قابلیتهای خودش و به‌دست‌آوردن مال و جاه به صغیر و کبیر رحم نمی‌کند و دیگران در نظرش در حکم ابزارند... چشم‌انداز من بیشتر متوجه تداوم ادبیاتِ نیاکان بوده و هست... اصل را بر شناخت بگذاریم... اجازه بدهید به‌جای لفظ‌های آزادی و دموکراسی که فرصتِ فهمِ آن به ما داده نشده، بگویم قانون... ملتی که از خودش تهی شود دیگر ارجی نخواهد داشت و بیش از آنکه تا اکنون لِه شده‌ایم لِه خواهیم شد ...
موسیقی زنگ‌دار و پرسروصدا و آشفته و مقطعِ «انسانِ طبیعت/ انسانِ تاریخ» را بر زمینه‌ی سکوت در بیابان/ تمنا به گوش می‌رسانند... دستگاه مستبدانه‌ی خشن با تقسیم‌کردن سرزمین، برخلاف انتظار، مردم را از سرزمین محروم می‌کند و چرخه‌ی وام تمام‌ناشدنی را آغاز می‌کند و اودیپ را ممکن می‌سازد... پس از نقد «خانواده‌ی مقدس» و پنج مغالطه‌ی روانکاوی، مبادرت به تبارشناسی همزمان اودیپ و دولت لازم می‌آید ...
با منع تفکر و تدبر در قرآن و روایات، به طور کلی ظاهر حدیث را جانشین عقل و معارض با عقلانیت تلقی کرده و آن را عملاً در جایگاه برتر از قرآن قرار دادند... عقل ستیزان حنبلی در تقابل با عقلانیت اعتزالی... عقل ستیزان اشعری و نقش قدرت سیاسی در گرایش به اشعریت... یک دیده‌بان هوشیار در اعماق وجودش بیدار است تا او را همواره به چالش بکشد... صفویه زمینه‌ساز ظهور اخباری‌گری... برای هزاران حدیث مشهور سندسازی کرد... سفیهان در روایت می‌کوشند و عالمان در درایت ...