برنامه‌های یادروز سعدی اعلام شد.

به گزارش ایسنا، کوروش کمالی سروستانی - مدیر مرکز سعدی‌شناسی - اظهار کرد: سعدی یگانه‌ای است که سِحر کلامش به غایت اعجاز دست می‌یازد و از آن روست که ذکر جمیلش در افواه عوام افتاده و صیت سخنش را که در بسیط زمین رفته، همچون شکر می‌خورند و رقعه منشآتش را چون کاغذ زر می‌برند.

مدیر مرکز سعدی شناسی گفت: ساعت ۸ شب اول اردیبهشت ماه، متقارن با میلاد مبارک حضرت ولی عصر (عج)، در آرامگاه سعدی گرد هم خواهیم آمد و دیگرباره بر خوان الوانش خواهیم نشست و مردمی خواهیم آموخت.

او درباره برنامه‌های علمی همایش نیز گفت: نشست‌های علمی یادروز سعدی، از ساعت ۹ صبح روز دوشنبه با حضور سعدی پژوهان و سعدی دوستان در تالار فرهنگ مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس برگزار خواهد شد و در سه نشست علمی که تا ساعت ۱۹ همان روز ادامه خواهد داشت؛ استادانی چون اصغر دادبه، نصرالله پورجوادی، جعفر موید شیرازی، ابراهیم انصاری لاری، حسن ذوالفقاری، زیبا اشراقی، حسین کرمی، محمد رضا خالصی و منصور پایمرد؛ پیرامون زندگی و آثار سعدی سخنرانی خواهند کرد.

کمالی افزود: برگزاری نمایشگاه عکس و سند سعدیه، چاپ و انتشار کارت‌های غزل و حکایت و دوفصلنامه سعدی شناسی، گلباران آرامگاه سعدی، غزلخوانی و حکایت خوانی نقالان سعدی، خوشنویسی در آرامگاه سعدی، بازدید رایگان در دوم اردیبهشت ماه از سعدیه، اجرای سرود ویژه سعدی، مسابقه گلستان‌خوانی دانش آموزان، از دیگر برنامه‌های جنبی یادروز سعدی است.

او با اشاره به برگزاری همایش «سعدی و شیلر» خاطرنشان کرد: این برنامه در ادامه برنامه ده ساله «همنشینی سعدی با شاعران بزرگ جهان» مرکز سعدی شناسی و بخش فرهنگی شهر کتاب، در تهران برگزار شد که اجرای این برنامه در شهرهای شیراز، برلین، و وایمار ادامه خواهد داشت. و با همکاری رایزنی‌های فرهنگی جمهوری اسلامی در برخی از کشورهای جهان، روز سعدی گرامی داشته خواهد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...