رمان «پذیرش» [S’adapter] نوشته کلارا دوپون مونود [Clara Dupont-Monod]، «مادام حیات» [Madame Hayat] نوشته احمد آلتان [Ahmet Altan] و «یک بیگانه همچون پیکاسو » [Un étranger nommé Picasso] نوشته آنی کوهن سولال [Annie Cohen-Solal] برندگان جایزه فمینا [prix Femina 2021] در بخش رمان فرانسوی، غیرفرانسوی و روایت غیرداستانی شدند.

پذیرش» [S’adapter]  کلارا دوپون مونود [Clara Dupont-Monod]،

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، هیئت داوران جایزه فمینا دیروز اسامی برندگان این جایزه را در سه بخش رمان فرانسوی، غیرفرانسوی و روایت غیرداستانی معرفی کردند.

رمان «پذیرش» نوشته کلارا دوپون مونود، نویسنده فرانسوی با کسب 6 رای مثبت از سوی هیئت داوران این جایزه برنده جایزه فمینا در بخش رمان فرانسوی شد. «رضایت» نوشته نینا بوآروی از انتشارات ژان کلود لاته، «پسر انسان» نوشته ژان باپتیست دل آمو از انتشارات گالیمار، «اوج» نوشته توماس بی روردی از انتشارات فلاماریون و «رازآمیزترین خاطره مردان» نوشته محمد امبوگار سر از انتشارات فیلیپ‌ری از دیگر نامزدهای نهایی جایزه فمینا در بخش رمان فرانسوی بودند.

کلارا دوپون مونود در رمان اتوبیوگرافی «پذیرش» داستان خانواده‌ای را روایت می‌کند که تولد یک نوزاد معلول زندگی‌شان با بحران روبه‌رو می‌کند. از برادر کوچکش می‌گوید که چندین معلولیت را همزمان دارد. او روایتی از خود را از نگاه و زاویه دید خواهر و برادرش بازگو می‌کند.

نویسنده 48‌ساله فرانسوی بعد از اعلام خبر بردن این جایزه گفت: «این جایزه را تقدیم همه آن‌هایی می‌کنم که وجود و حضور متفاوتی دارند و به اندازه کافی دیده نمی‌شوند و نیز به برادران و خواهرانشان.»

از این رمان که پیش از این برنده جایزه لاندرمو نیز شده بود، تاکنون 10هزار نسخه در فرانسه به فروش رسیده است.

رئیس هیئت داوران جایزه فمینا درباره نویسنده برنده گفت: «امسال ما می‌خواستیم یک زن را برنده این جایزه اعلام کنیم. بهترین رمان‌های منتشرشده در سال جاری هم توسط زنان نوشته شده بودند و این تبعیض‌آمیز هم نیست. ما فمینا هستیم. چرا دنبال یک نویسنده مرد بگردیم؟»

«مادام الحیات» نوشته احمد آلتان، نویسنده و روزنامه‌نگار ترک با کسب 8 امتیاز در برابر یک امتیاز برنده جایزه فمینا در بخش رمان غیرفرانسوی شد. این رمان روایتی داستانی از عشق پرشور فاضل به زنی به نام مادام حیات است. احمد آلتان این رمان را زمانی نوشت که به اتهام تلاش برای براندازی قانون اساسی در زندان به سر می‌برد.

«یک بیگانه همچون پیکاسو» نوشته آنی کوهن سولال که از فهرست نهایی فمینا کنار زده شده بود در بخش روایت غیرداستانی برنده جایزه فمینا در سال 2021 شدند.

نویسنده در این روایت نگاهی کاملا جدید به زندگی پیکاسو انداخته و رابطه این هنرمند با فرانسه و رفتار فرانسوی‌ها با این هنرمند بیگانه را -به‌ویژه در سال‌های آغازین حضورش در این کشور و تحت نظارت قرارگرفتن توسط پلیس فرانسه- مورد بررسی قرار داده است.

آنی کوهن سولال همچنین در نمایشگاهی با عنوان «پیکاسو بیگانه» -که در 4 نوامبر افتتاح می‌شود- به پیکاسو به عنوان یک هنرمند خارجی در فرانسه و اولین روابط دوستانه‌اش در پاریس و اولین موفقیت‌هایش و مسائل دیگر پرداخته است.

سال گذشته رمان فرانسوی «طبیعت انسانی» نوشته سرژ ژونکو از انتشارات فلاماریون، «هزینه زندگی‌کردن و آن‌چه نمی‌خواهم بدانم» نوشته دبورا لوی و کتاب کریستوف گرانژه با عنوان «ژوزف کبریس و یا امکانات یک زندگی» از انتشارات آنوموسا، برندگان جایزه ادبی فمینا در سال 2020 در بخش رمان فرانسوی، غیرفرانسوی و اثر غیرداستانی بودند

جایزه معتبر ادبی فمینا در سال ۱۹۰۴ از سوی گروهی از نویسندگان مجله «زندگی خوشبخت» تاسیس شد. همه داوران این رقابت زن هستند؛ ولی داوری در میان آثار نویسندگان مرد و زن صورت می‌گیرد.

................ هر روز با کتاب ...............

آنکه زنی را به چشم خواهش می‌نگرد با او مرتکب زنا شده است... شارلوته و ادوارد زندگی عاشقانه‌ای دارند اما پس از ورود اوتیلیه و سروان به قصر، عشقی دیگر در دل آنها سر برمی‌آورد و ادوارد را به‌سوی اوتیلیه و شارلوته را به سوی سروان پیش می‌راند... کودک که در بغل اوست از دستش در آب می‌افتد و غرق می‌شود... من از راه خود بیرون رفته‌ام، قانون‌هایم را زیر پا گذاشته‌ام... و اکنون خدا به نحوی وحشتناک چشمان مرا گشوده است. تصمیم من این است: من هرگز به ادوارد تعلق نخواهم داشت ...
منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...