کتاب «راز آتلانتیس»  [The Atlantis Code: some secrets are best kept for ever] نوشته چارلز بروکا [Charles Brokaw] با ترجمه‌ای از فیروزه ابوسعیدی و به همت انتشارات کتابسرای تندیس به کتاب‌فروشی‌ها آمد.

راز آتلانتیس»  [The Atlantis Code: some secrets are best kept for ever]  چارلز بروکا [Charles Brokaw]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبناT چارلز بروکا «راز آتلانتیس»، کتاب اول از چهارگانه توماس لودرز را نخستین‌بار در سال 2009 به بازار کتاب معرفی کرد. این اثر به تازگی، با موضوع داستان‌های آمریکایی قرن 21 و با ترجمه فیروزه ابوسعیدی، از سوی انتشارات کتابسرای تندیس به بازار کتاب رسید.

بروکا در «راز آتلانتیس» از انسان‌هایی می‌گوید که در رقابتی بی‌پایان سعی دارند تا با استفاده از دانش و علمی که همیشه راه‌گشاست، قدرت جهان را به دست بگیرند. او دنیایی رازآلود را برای مخاطبان به تصویر می‌کشد، و از ماجراهایی شگفت‌انگیز پرده برمی‌دارد.

«راز آتلانتیس» همان‌طور که از نامش پیداست، داستان کشف‌های باستان‌شناسانه است، و ماجراهایی از توطئه، رقابت‌های شرورانه و حوادث دلهره‌آور را به همراه دارد.

در توضیحی آمده که پروفسور ماجراجوی دانشگاه هاروارد، با یک انجمن فوق‌سری در کلیسای کاتولیک رم بر سر کشف رازهای شهر گمشده‌ی آتلانتیس با هم رقابت می‌کنند. ویرانه‌های آن تمدن پیشرفته باستانی و اسرارآمیز، به هرکس که موفق به کشف راز بزرگ آن‌ها شود نوید شهرت، ثروت و قدرت می‌دهد. اما راز دیگری هم در این خرابه‌ها وجود دارد که برملاشدن آن جهان را تکان خواهد داد. رازی درباره خاستگاه بشریت.

درحالی‌که توماس لودرز، مشهورترین زبان‌شناس دنیا، برای ضبط یک برنامه مستند که زندگی و موفقیت‌های علمی او را به نمایش درمی‌آورد به اسکندریه دعوت شده است، ماهواره‌ها ویرانه‌هایی باستانی را در امتداد سواحل اسپانیا مشاهده می‌کنند. لودرز دقیقا می‌داند این اتفاق به چه معناست. قاره‌ گم شده آتلانتیس پیدا شده است.

چارلز بروکا نام مستعار یک نویسنده و مدرس دانشگاه و شیفته تاریخ و باستان‌شناسی است.

کتاب «راز آتلانتیس» نوشته چارلز بروکا، در 576 صفحه، به قیمت 160 هزار تومان، با شمارگان 500 نسخه، در قطع رقعی، جلد شومیز و با ترجمه فیروزه ابوسعیدی، از سوی انتشارات کتابسرای تندیس به بازار کتاب راه یافت.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...