خشم در هارلم ترجمه شد

08 اردیبهشت 1400

رمان پلیسی «خشم در هارلم»  [A rage in Harlem] نوشته چستر هایمز [Chester Himes] با ترجمه مزدک بلوری به همت نشر بیدگل به چاپ رسید.

خشم در هارلم»  [A rage in Harlem] چستر هایمز [Chester Himes]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از هنرآنلاین، از چستر هایمز به عنوان اولین نویسنده بزرگ آمریکایی آفریقایی‌تبار در ژانر جنایی نام برده می‌شود. سال ۲۰۱۱ انتشارات پنگوئن تمامی داستان‌های «کارآگاهان هارلم» را در قالب مجموعه‌ای منتشر کرد. «خشم در هارلم» که برنده جایزه بزرگ رمان پلیسی فرانسه در ۱۹۵۸ شد، نخستین بار در ۱۹۵۷ با عنوان «ملکه احمق‌ها» در فرانسه منتشر شد و بعدها انتشاراتی آمریکایی آن را با عنوان «عشق ایمابل» عرضه کرد.

در قسمتی از متن این رمان می‌خوانیم: «به خودش که آمد، نگاهش با نگاه او گره خورده بود، دلش غنج رفت، و بی‌تابی سراپای وجودش را گرفت. آماده بود! کاملا آماده بود که گلوها را ببرد، جمجمه‌ها را خرد کند، از دست پلیس فرار کند، نعش‌کش‌ها را بدزدد، آب گل‌آلود بخورد، در تنۀ توخالی درخت زندگی کند و هیچ فرصتی را برای اینکه یک بار دیگر در کنار زن محبوبش باشد از دست ندهد.»

در خلاصه این کتاب آمده است: «جکسون، جوان سیاهپوست ساکن هارلم که در موسسه کفن‌ودفن کار می‌کند، به واسطه ایمابل، عشق چندین ساله‌اش، یک روش ساده احمقانه برای پول درآوردن پیدا کرده است؛ روشی برای تبدیل کردن اسکناس ده دلاری به صد دلاری. اما با سر رسیدن کافین اد جانسون و گریودیگر جونز، تیم کارآگاهان هارلم، در لحظه موعود همه‌چیز نقش برآب می‌شود. جکسون فراری می‌شود، تحت تعقیب قرار می‌گیرد و در خیابان‌های هارلم مستاصل و فرومانده‌تر از همیشه به دنبال راهی برای بازگرداندن پولش و عشقش ایمابل می‌گردد. طرح داستان بر محور تنش‌هایی می‌چرخد که نتیجه به‌هم خوردن پیمان‌های زودگذر بین کلاهبردارهاست و در نهایت به خیانت می‌انجامد؛ این موضوع به موضوع اصلی کتاب‌های هایمز تبدیل می‌شود.»

«خشم در هارلم» ۳۹۱ صفحه و ۶۲۰۰۰ تومان قیمت دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...