رمان‌ «ساعت‌های قرمز» [Red clocks] اثر لنی زوماس [Zumas, Leni] با ترجمه‌ کامبیز منوچهریان به تازگی راهی بازار کتاب شده است.

«ساعت‌های قرمز» [Red clocks] اثر لنی زوماس [Zumas, Leni

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: این کتاب برنده‌ جوایز متعددی شده و به بیش از ۲۰ زبان ترجمه شده است.

این کتاب یک رمان ویرانشهری است و مسائل و مشکلات زنان در جامعه‌ امریکا را به تصویر می‌کشد. سبک منحصر به فرد نگارش این کتاب که داستان‌های موازی زندگی پنج زن را روایت می‌کند منتقدین را به تحسین واداشته است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: در اتاق انتظارِ پزشکِ زنان، نویسنده‌ زندگینامه‌ ایوور مینروودوتیر منتظر نوبتش است. او شلوار گرمکن پوشیده و دارای پوستی سفید و کک‌مکی است. نه جوان و نه پیر است. قبل از این‌که او را صدا کنند تا بلند شود و از چند پله بالا برود و روبه‌روی دستگاهی که از اندام‌های زنانه‌اش تصاویر سیاه‌ وسفید نشان می‌دهد قرار بگیرد، خانم نویسنده به حلقه‌های ازدواج افراد داخل اتاق دقت می‌کند. اجسام فلزی درخشانی که روی انگشتانِ زنان جا خوش کرده‌اند. زنانی که بر روی صندلی‌های چرمی نشسته‌اند و شوهرانی دارند که دستشان به دهانشان می‌رسد؛ اما سلول‌ها و خون و اندام‌های داخلی آنان از حالت طبیعی خارج شده و بیمار شده‌اند. نویسنده علاقه‌ خاصی به نوشتن سرگذشت افراد دارد. این سبک داستان‌ها برای او جذاب هستند. داستان ساده و راحت است و به او اجازه می‌دهد که به این‌که در سر زنان یا شوهرانشان که گاهی آن‌ها را همراهی می‌کنند، چه می‌گذرد فکر نکند.

این کتاب در ۴۲۱ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۴۵ هزار تومان در نشر فلامینگو منتشر شده است.

فیلمنامه‌ بر اساس رمان جین هنف کورلیتز نگاشته شده... زوج میانسالی با بازی نیکول کیدمن در نقش «گریس فریزر» تراپیست و روانکاور و هیو گرانت در نقش «جاناتان سش فریزر» پزشک و جراح بیماری‌های سرطانی... سانتی‌مانتالیسم رایج در فیلم ترغیبی است برای به رخ کشیدن لایف استایلی از زندگی لاکچری... هنرپیشه و آوازه‌خوان ایتالیایی به عنوان راس سوم مثلث عشقی... زنی نقاش با درونیات مالیخولیایی که به دنبال گمشده درون خود است ...
فرهنگ ما همیشه در تار و پود عنکبوت سیاست گرفتار بوده است. به دلیل نبود نهاد‌های سیاسی و اجتماعی آزاد... وقتی می‌خواهند کتابی یا نویسنده‌ای را بکوبند و محو کنند از حربه «سکوت» و «ندیده» گرفتن استفاده می‌کنند... نمایش‌هایی که از دل کلیسا بیرون آمدند و راجع به مصلوب شدن (شهادت) عیسی مسیح هستند را «تعزیه‌های مسیحی» می‌خوانند... بنام تعزیه، دفتر و دستک دارند ولی چند جلد از این کتاب نخریدند... پهلوی «تکیه دولت» را خراب می‌کند بعد از انقلاب هم تالار «تئاتر شیر و خورشید» تبریز را ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...