نشر قطره رمان «بهشت»[Paradise]  نوشته عبدالرزاق گورنا (گورنه)[Abdulrazak Gurnah] را با ترجمه بهنود فرازمند را راهی بازار نشر کرد.

بهشت»[Paradise]   عبدالرزاق گورنا (گورنه)[Abdulrazak Gurnah]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، رمان «بهشت» در ۳۳۶ صفحه و به بهای ۱۴۰ هزار تومان توسط نشر قطره منتشر شده است.

عبدالرزاق گورنا نویسنده ۷۴ ساله‌ای است که در زنگبار واقع در تانزانیای فعلی به دنیا آمد. او از ۲۵ سالگی در پی ناآرامی‌های سیاسی کشورش به انگلستان مهاجرت کرد. گورنا در انگلستان بود که نویسنده شد و به زبان انگلیسی نوشت و نه به زبان مادری‌اش یعنی سواحیلی. اما در تمام زندگی درباره تجربه‌اش به عنوان یک آفریقایی مهاجر در غرب نوشت.

رمان‌های عبدالرزاق گورنا درباره تبعید و رنجِ از دست دادن هستند. از دیگر آثار او می‌توان به «خاطره کوچ»، «بیابان» و «قلب شنی» اشاره کرد. گورنا برنده نوبل ادبیات به سال ۲۰۲۱ است و پیشتر رمان «خاطره کوچ» او با ترجمه غلامرضا امامی و فرشته عبدلی به فارسی منتشر شده بود.

رمان «بهشت» در آنِ واحد داستان به بلوغ رسیدن پسری آفریقایی، داستان عشقی جانسوز و داستان محو شدن الگوهای سنتی آفریقا توسط استعمار اروپایی است. بهشت بهترین رمان عبدالرزاق گورنا است. یوسف، قهرمان این اُدیسه قرن‌بیستمی، در دوازده سالگی توسط پدرش به‌خاطر بازپرداخت بدهی فروخته می‌شود.

یوسف از زندگی روستایی ساده در آفریقا به دلِ پیچیدگی‌های زندگی شهری پیش‌استعماری در شرق آفریقا پرتاب می‌شود - دنیایی جذاب که در آن سیاه‌پوستان مسلمان آفریقایی، مبلغان مسیحی و هندوهای اهل شبه‌قاره، در سلسله‌مراتب اجتماعی شکننده و ظریفی، باهم زندگی می‌کنند. گورنا از دید یوسف جوامع در حالِ جنگ، سفرهای تجاری منحرف‌شده و دشواری‌های جهانی نوجوانی را به تصویر می‌کشد. بعد، درست وقتی یوسف شروع به درک انتخاب‌هایی می‌کند که برایش کرده‌اند، او و همه اطرافیانش باید خود را با واقعیت جدید استعمار اروپایی تطبیق دهند.

................ هر روز با کتاب ................

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...