سومین دوره جایزه‌ «جلال آل ‌احمد» برگزیده نداشت.

به گزارش خبرآنلاین، این جایزه که گران‌ترین جایزه‌ ادبی کشور محسوب می‌شود و قرار است 110 سکه به برگزیدگانش اهدا کند، در این دوره به هیچ نویسنده‌ای نرسید و برگزیده‌ای را در بخش‌های داستان، تاریخ و مستندنگاری و نقد ادبی معرفی نکرد.

امسال هیأت داوران جایزه‌ جلال در بخش داستان هیچ اثری را به عنوان برگزیده معرفی نکرد و تنها دو کتاب «تالار پذیرایی پایتخت» اثر محمدعلی گودینی (سوره‌ مهر) و «نامیرا» اثر صادق کرمیار (کتاب نیستان) به صورت مشترک به عنوان آثار شایسته‌ تقدیر این دوره معرفی شدند.

هیأت داوران بخش نقد ادبی نیز هیچ اثری را حائز کسب عنوان برگزیده و دریافت 110 سکه‌ بهار آزادی ندانست و کتاب‌های «از معنا تا صورت» اثر مهدی محبتی و «تاریخ ادبی ایران و قلمرو زبان فارسی» اثر سیدمهدی زرقانی تقدیر شدند.
در این دوره در بخش تاریخ و مستندنگاری هم هیچ اثری به عنوان برگزیده و شایسته‌ تقدیر معرفی نشد.

مجید حمیدزاده، دبیر علمی جایزه‌
جلال آل احمد در این مراسم که شب گذشته برگزار شد، ضمن ارائه گزارشی از آثار رسیده به دبیرخانه این جایزه و داوری آثار گفت: در سومین دوره از جایزه‌ جلال آل احمد 2970 عنوان اثر به دبیرخانه ارسال شد که در گروه‌های سه‌گانه داوری که توسط هیأت علمی انتخاب شده بودند، مورد داوری قرار گرفتند.

حمیدزاده اضافه کرد: در بررسی اجمالی آثار شاهد افزایش 60 درصدی نسبت به سال گذشته بودیم؛ چرا که تعداد آثار رسیده به دبیرخانه در دوره‌ی قبلی جایزه، 1852 عنوان بود. امسال در حوزه‌ داستان 703 عنوان اثر به دبیرخانه‌ جایزه رسید که نسبت به 1174 عنوان سال گذشته، شاهد 70درصد رشد بودیم که در این حوزه داوران دو اثر را شایسته‌ تقدیر دانستند.
او افزود: در حوزه‌ نقد ادبی نسبت به 340 عنوان سال گذشته، امسال 766 عنوان در حلقه داوری قرار گرفت که دو و نیم برابر رشد داشته است؛ در این حوزه نیز دو اثر شایسته‌ تقدیر شناخته شدند.

حمیدزاده اعلام کرد: در حوزه‌ تاریخ و مستندنگاری امسال 1030 عنوان اثر مورد بررسی قرار گرفت که نسبت به حدود 809 عنوان اثر سال گذشته، 25درصد رشد داشته است؛ ولی در این حوزه هیچ اثری شایسته تقدیر و برگزیده شناخته نشد.

او درباره‌ این‌که چرا هیچ اثری برگزیده نشده است، عنوان کرد: این انتخابی است که باید در روش و رویه‌ کار صورت گیرد؛ در یک روش مثل مسابقات ورزشی هر کس که اول به خط پایان برسد، برنده اعلام می‌شود و در روش دیگر بر اساس حد نصابی از امتیاز که معیار قرار گرفته است، عمل می‌شود و شرکت‌کنندگانی که این امتیاز را کسب کنند، به عنوان برگزیده اعلام می‌شوند.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...