نهمین دوسالانه‌ داستان کوتاه نارنج برگزیدگان خود را معرفی کرد.

نارنج داستان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از خبرآنلاین، در نهمین دوسالانه‌ی داستان کوتاه نارنج ۱۲۱۸ نویسنده با ۱۸۱۵ داستان کوتاه از ۳۱ استان و ۲۱ کشور خارجی حضور یافتند.

بر اساس اعلام دبیرخانه بیشترین داستان‌های رسیده از شهرهای تهران، شیراز، مشهد و جهرم بود و بیشترین آثار خارجی نیز از نویسندگان فارسی زبان آمریکا، افغانستان، آلمان، کانادا و سوئد ارسال شده است.

محمد بادپر، دبیر نهمین دوسالانه‌ داستان کوتاه نارنج گفت: با داوری نهایی نهمین دوسالانه داستان کوتاه نارنج که به‌وسیله‌ی محمد طلوعی، آذردخت بهرامی و آرش آذرپناه انجام گرفت داستان‌های؛ «آمبولانس صورتی» نوشته‌ اسماعیل سالاری از رشت و «سیرخون» نوشته علی جلائی از تهران و «مورچه زرد، مورچه سرخ، مورچه سیاه» نوشته‌ عباس سعیدی از اهواز به ترتیب اول تا سوم شدند.

او ادامه داد: هم‌چنین از سوی داوران نهایی این دوره داستان‌های‌ «سایه نخل مرده بود» نوشته زهرا علی‌اکبری، «آخرین روز خانم معنوی» نوشته مطهره هدایتی از تهران و «ماندنی» نوشته‌ی آیدا پالیزگر از کرج، شایسته‌ی تقدیر اعلام شدند. بادپر با اعلام این‌که در این دوره انجمن داستان ویرگول از لامرد نیز به عنوان انجمن برتر معرفی و لوح تقدیر دوسالانه به مرتضی شمالی دبیر این انجمن اهدا شد.

وی خاطرنشان کرد: داوری اولیه‌ این دوره بر عهده‌ مسعود کبکانیان، حسین زارعی، سمانه فرهادی، معصومه قدردان، آرش ذوالفقاری، لیلا حکمت‌نیا، افروز جهاندیده، نسیم سهیلی، دلارام‌دلنواز و نازلی حمزه‌ساروی بوده است. بادپر با تاکید بر اینکه سرپا نگه داشتن این دو سالانه با مرارت‌ها و سختی‌های زیادی همراه است، تاکید کرد: امیدواریم مسئولان این دو سالانه را دریابند. در این دو سالانه ملاک اصلی داوری است و دوری از حواشی بی‌ثمر ، مستقل بودن ، توجه به همه‌ی جریان‌های فعال در داستان‌نویسی و پرهیز از هر گونه اعمال نظر شخصی به وسیله برگزار کنندگان نارنج در امر داوری مسائل مهمی هستند که همواره مورد توجه برگزار کنندگان بوده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

ما خانواده‌ای یهودی در رده بالای طبقه متوسط عراق بودیم که بر اثر ترکیبی از فشارهای ناشی از ناسیونالیسم عربی و یهودی، فشار بیگانه‌ستیزی عراقی‌ها و تحریکات دولت تازه ‌تأسیس‌شده‌ی اسرائیل جاکن و آواره شدیم... حیاتِ جاافتاده و عمدتاً رضایت‌بخش یهودیان در کنار مسلمانان عراق؛ دربه‌دری پراضطراب و دردآلود؛ مشکلات سازگار‌ شدن با حیاتی تازه در ارض موعود؛ و سه سال عمدتاً ناشاد در لندن: تبعید دوم ...
رومر در میان موج نویی‌ها فیلمساز خاصی‌ست. او سبک شخصی خود را در قالب فیلم‌های ارزان قیمت، صرفه‌جویانه و عمیق پیرامون روابط انسانی طی بیش از نیم قرن ادامه داده است... رومر حتی وقتی بازیگرانی کاملاً حرفه‌ای انتخاب می‌کند، جنس بازیگری را معمولاً از شیوه‌ی رفتار مردم معمولی می‌گیرد که در دوره‌ای هدف روسلینی هم بود و وضعیتی معمولی و ظاهراً کم‌حادثه، اما با گفت‌وگوهایی سرشار از بارِ معنایی می‌سازد... رومر در جست‌وجوی نوعی «زندگی‌سازی» است ...
درباریان مخالف، هر یک به بهانه‌ای کشته و نابود می‌شوند؛ ازجمله هستینگز که به او اتهام رابطه پنهانی با همسر پادشاه و نیز نیت قتل ریچارد و باکینگهم را می‌زنند. با این اتهام دو پسر ملکه را که قائم‌مقام جانشینی پادشاه هستند، متهم به حرامزاده بودن می‌کنند... ریچارد گلاستر که در نمایشی در قامت انسانی متدین و خداترس در کلیسا به همراه کشیشان به دعا و مناجات مشغول است، در ابتدا به‌ظاهر از پذیرفتن سلطنت سرباز می‌زند، اما با اصرار فراوان باکینگهم، بالاخره قبول می‌کند ...
مردم ایران را به سه دسته‌ی شیخی، متشرعه و کریم‌خانی تقسیم می‌کند و پس از آن تا انتهای کتاب مردم ایران را به دو دسته‌ی «ترک» و «فارس» تقسیم می‌کند؛ تقسیم مردمان ایرانی در میانه‌های کتاب حتی به مورد «شمالی‌ها» و «جنوبی‌ها» می‌رسد... اصرار بیش‌از اندازه‌ی نویسنده به مطالبات قومیت‌ها همچون آموزش به زبان مادری گاهی اوقات خسته‌کننده و ملال‌آور می‌شود و به نظر چنین می‌آید که خواسته‌ی شخصی خود اوست ...
بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...